جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٦٦٦ - معجزه بودن قرآن مجيد
و سورههاى طولانى از چند جهت شامل اعجاز مىشوند؛ از جهت «نظم و ترتيب و كثرت و خبر از غيب دادن»، از اين رو جايز نيست قرآن را يك معجزه به حساب آورد و نه هزار معجزه و نه چند برابر آن.
بدين خاطر سخن كسى را كه گفته است: «پيامبر اكرم- ٦- هزار معجزه دارد يا دو هزار» تخطئه مىكنيم؛ زيرا وقتى معجزات آن حضرت را بشماريم از هزاران نيز افزون مىشوند[١].
(١)
معجزه بودن قرآن مجيد
(٢) بدان كه چگونگى استدلال بر قرآن، فرع بر خود استدلال آن است. و استدلال به قرآن بعد از بيان پنج چيز صحيح است:
١- ظهور محمّد- ٦- در مكّه و ادعاى اينكه او مبعوث و فرستاده خداوند به سوى خلق است.
٢- با قرآنى كه در دست داشت، اعراب را به مبارزه طلبيد و ادّعا كرد كه خداوند قرآن را بر او نازل كرده و مخصوص او گردانيده است.
٣- اعراب در طول اين مدت، نتوانستند با قرآن معارضه كنند.
٤- آنان به خاطر عجز و ناتوانى نتوانستند با قرآن معارضه كنند.
٥- اين ناتوانى مردم، چيز خارق العادهاى است.
وقتى كه اين ثابت شد، پس يا قرآن به خودى خود معجزه است و با فصاحتش خرق عادت كرده است، از اين رو نتوانستهاند با او معارضه كنند و يا اينكه خداى سبحان آنان را از معارضه برمىگرداند و اگر خداوند آنان را منصرف نمىكرد، مىتوانستند معارضه كنند و هر طورى كه باشد، صحت نبوّت پيامبر اكرم- ٦- ثابت مىشود؛ زيرا خداى متعال كذّاب را تصديق نمىكند و براى باطل خرق عادت نمىنمايد[٢].
[١] بحار الأنوار: ٩٢/ ١٢١.
[٢] بحار الأنوار: ٩٢/ ١٢٢.