جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٦٢٣ - مقايسه معجزات پيامبر
زيادى را اطعام مىنمود، و جماعت زيادى را از جرعهاى از شير، سيراب مىكرد.
(١) حمزة بن عمرو أسلمى روايت مىكند كه: ما در شبى ظلمانى، با پيامبر كوچ مىكرديم، انگشتان حضرت روشن و نورانى شد براى ما و تاريكى را از بين برد و اين عجيبتر و شگفت انگيزتر از آنچه موسى انجام مىداد، بود. و امّا دست سفيد و نورانى كه براى موسى بود، براى پيامبر ما- ٦- بهتر و برتر از آن عطا شده بود و آن اينكه هميشه نورى از طرف راست و چپش مىدرخشيد به طورى كه هر جا كه حضرت مىنشست يا مىايستاد، مردم آن را مىديدند. و اين نور تا روز قيامت از مرقد مطهرش مىدرخشد. و همچنين اين نور با جانشينش حضرت امير المؤمنين و اولادش ائمه معصومين- :- در زمان حياتشان بوده و الآن از مشاهد شريفشان مىدرخشد و در هر مكانى كه حضرت مهدى- عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف- از آنجا عبور كند، اين نور درخشان رؤيت مىشود.
و اگر موسى- ٧- به سوى فرعون فرستاده شد و به او نشانهاى بزرگ را نشان داده، پيامبر ما- ٦- به سوى فرعونهاى مختلفى همچو ابو لهب، ابو جهل، شيبه و عتبه پسران ربيعه و ابى بن خلف و وليد بن مغيره و عاص بن وائل سهمى و نضر بن حارث و غيره فرستاده شد و خداى سبحان به آنان آيات و نشانههايش در كرانههاى آسمان و درجاتشان را نشان داد تا حق بر ايشان آشكار گرديد ولى آنان ايمان نياوردند.
و اگر خداى تعالى انتقام موسى را از فرعون گرفت، انتقام حضرت محمّد- ٦- را نيز از آن فرعونها در روز بدر گرفت و همه آنان كشته و در چاه انداخته شدند و خداوند انتقام او را از مسخرهكنندگان گرفت و آنان را به انواع بلاها و مصيبتها دچار ساخت كه بيان آن گذشت.
و اگر عصاى موسى- ٧- به اژدهايى تبديل شد و فرعون از شدت ترس از او يارى خواست، به پيامبر- ٦- نيز مانند او عطا كرد در زمانى كه به عنوان واسطه نزد ابو جهل براى گرفتن حق طلبكارى رفت كه ابو جهل ترسيد و قرض او را داد. بعد وقتى كه او را سرزنش كردند (كه چرا ترسيدى؟) گفت: از