جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٤٩٢ - امام حسن عسكرى(ع) در زندان
(١)
دلايل و براهين امام حسن عسكرى (ع)
امام حسن عسكرى (ع) در زندان
(٢) ١- ابو هاشم جعفرى مىگويد: با عدّهاى در زندان بوديم كه ابو محمّد امام حسن عسكرى- ٧- با برادرش جعفر نيز با ما زندانى شدند و با آمدن آن حضرت، سبك شديم و با او انس گرفتيم، برخاستم و روى آن حضرت را بوسيدم و بر زيراندازى كه روى آن مىنشستم او را نشاندم. و جعفر هم نزديك ايشان نشست. يك دفعه با صداى بلند گفت: واشيطناه و اين، نام كنيز او بود. امام حسن عسكرى- ٧- او را نهى نمود و فرمود: ساكت شو. و زندانيها در او اثر مستى ديدند.
رئيس زندان؛ صالح بن وصيف بود و با ما شخصى جمحّى بود كه ادعا مىكرد علوى است. حضرت رو به ما كرد و فرمود: اگر در ميان شما جز خودتان كسى نبود، به شما مىگفتم كه چه وقت آزاد مىشويد و به مرد جمحّى اشاره كرد. او (جمحىّ) رفت. امام عسكرى- ٧- فرمود: اين مرد از شما نيست از او اجتناب كنيد. در ميان لباسهايش گزارشى است از كارها و سخنان شما كه به سلطان نوشته است. يكى برخاست و لباس او را تفتيش نمود و در آن كاغذى يافت كه در آن گزارش داده بود كه ما مىخواهيم زندان را سوراخ كنيم و بدين وسيله فرار كنيم![١].
[١] اثبات الهداه: ٦/ ٣١٣، حديث ٥٩.