جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٤٥٦ - مرگ اسماعيل فرزند امام صادق(ع)
مىشناسى؟
گفتم: آرى، به خدا سوگند، او تو هستى.
فرمود: راست گفتى.
گفتم: مىخواهم علامت و نشانه امامت را به من (نشان) بدهى.
فرمود: بعد از شناخت، علامت لازم نيست.
گفتم: بينشم زياد مىشود.
فرمود: به كوفه بر مىگردى و پسرى به نام «عيسى» براى تو متولد مىشود و بعد از او هم محمّد و بعد از آن دو هم، دو دختر زاده مىشوند. و نام پسرانت نزد ما با نامهاى شيعيان ثابت است. همچنين تا روز قيامت نام تمام ذريّه شيعيان و نام پدران و اجدادشان در صحيفهاى زرد رنگ و پيچيده نوشته شده است[١].
عقيده افراطى عبد العزيز
(١) ٢٦- عبد العزيز قزّاز مىگويد: در مورد ائمه قائل به ربوبيت بودم! نزد امام صادق- ٧- رفتم. حضرت فرمود: اى عبد العزيز! آبى را آماده كن تا وضو بگيرم، من هم آب آوردم. وقتى كه رفت تا وضو بگيرد، با خود گفتم: اين همان كسى است كه در باره او به ربوبيت قائل هستم، اكنون وضو مىگيرد.
وقتى كه حضرت از وضو گرفتن فارغ شد، به من گفت: اى عبد العزيز! بر هيچ بنايى فوق طاقتش را تحميل نكن تا منهدم شود. من بندهاى هستم كه براى عبادت خدا آفريده شدهام[٢].
مرگ اسماعيل فرزند امام صادق (ع)
(٢) ٢٧- مفضل بن مزيد نقل مىكند كه: به امام صادق- ٧- گفتم:
[١] بحار الانوار: ٤٧/ ١٤٣، حديث ١٩٦ و ١٩٥.
[٢] وسائل الشيعه: ١/ ٢٨٣، حديث ٢.