جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٤١٦ - به ثمر نشستن درخت خشكيده
(١)
دلايل و براهين امام حسن بن على (ع)
به ثمر نشستن درخت خشكيده
(٢) ١- عبد اللَّه كناسى از امام صادق- ٧- نقل مىكند كه: روزى امام حسن- ٧- با يكى از فرزندان زبير كه به امامت آن حضرت قائل بود، به بيرون شهر رفتند. در منزلى زير نخل خشكى فرود آمدند و آن نخل در اثر نبودن آب، خشك شده بود. زير آن درخت، براى امام حسن- ٧- زيراندازى گستردند و حضرت بر روى آن نشست و آن مرد زبيرى هم مقابل آن حضرت، زير درخت ديگرى نشست. آن مرد زبيرى سرش را بالا گرفت و گفت: اى كاش! اين درخت، خرما داشت و از آن مىخورديم! امام حسن- ٧- به او فرمود: ميل به رطب دارى؟
گفت: بلى.
حضرت سر خود را بالا گرفت و دستانش را به سوى آسمان برد و دعا كرد.
ناگهان درخت خرما سبز شد و برگ دار گشت و خرما آورد. شخصى كه با آنها بود و شترانش را كرايه داده بود، گفت: به خدا سوگند! اين سحر است! حضرت فرمود: واى بر تو! اين سحر نيست. بلكه دعاى پسر پيامبرى است كه مستجاب الدعوه مىباشد. پس از درخت، بالا رفتند، خرماها را چيدند و خوردند و آن خرماها بهترين خرما بود و آنها را كفايت كرد[١].
[١] بحار الانوار: ٤٣/ ٣٢٣، حديث ١.