جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٣٦ - رسول خدا
ابو جهل و آزار پيامبر ٦
(١) ٦٠- ابن مسعود مىگويد: با پيامبر- ٦- در سايه خانه كعبه نماز مىخوانديم و قريش شترى كشته بودند. ابو جهل شكمبه شتر را برداشت و آورد.
وقتى كه پيامبر در سجده بود، بين شانههاى حضرت گذاشت و رها كرد. بعد از آن دخترش فاطمه- سلام اللَّه عليها- آمد و آن را از پيامبر جدا كرد. وقتى پيامبر به خانه مىآمد، در راه فرمود: «خدايا! ابو جهل، عتبه، شيبه، وليد بن عقبه، امية بن خلف و عقبة بن أبى معيط را به سزاى عملشان برسان».
ابن مسعود مىگويد: آنها را در جنگ بدر ديدم كه كشته شدند[١].
رسول خدا ٦ و رسيدگى به مشكلات مردم
(٢) ٦١- پيامبر اكرم- ٦- در راهى مىرفت، زن مسلمانى به حضور حضرت آمد و گفت: يا رسول اللَّه! من همسر شخصى هستم كه مانند زن مىباشد و حقوق شوهرى را ادا نمىكند.
حضرت فرمود: شوهرت را صدا كن تا اينجا بيايد. زن، شوهرش را صدا كرد و شوهرش آمد.
پيامبر به زن فرمود: «آيا او را دوست دارى؟» زن گفت: بلى.
رسول خدا- ٦- براى آن دو دعا كرد و پيشانى زن را بر پيشانى مرد چسباند و دعا كرد و فرمود: «بار پروردگار! ميان اين دو الفت بينداز و آنها را به همديگر دوست گردان».
سپس زن گفت: هيچ يك از كسانى كه از قبل مىشناختم و يا از آن پس ديدم، و حتّى پدرم در نظر من محبوبتر از شوهرم نبودند.
پيامبر فرمود: «گواهى بده كه من فرستاده خدا هستم»[٢].
[١] بحار: ١٨/ ٥٧، حديث ١٢.
[٢] بحار: ١٨/ ١١، حديث ٢٦.