جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٣٥ - دعاى پيامبر
شد[١].
شفاى ديوانه
(١) ٥٦- ابن عباس مىگويد: زنى بچّهاى را خدمت پيامبر آورد و گفت: يا رسول اللَّه! اين بچّه ديوانه شده و هنگامى كه ناهار يا شام مىخوريم بر سر ما خاك مىپاشد.
حضرت دست مباركش را به سينه كودك كشيد و دعا كرد. آن كودك هر چه خورده بود استفراغ كرد و چيز سياهى از شكمش خارج شد و در همان حال خوب شد[٢].
شفاى مجروحين
(٢) ٥٧- عبد اللَّه بن بريده مىگويد: از پدرم شنيدم كه مىگفت: پاى عمرو بن معاذ در جنگ قطع شد و پيامبر از آب دهانش به آن ماليد، خوب شد[٣].
(٣) ٥٨- در جنگ بدر، ابو جهل ضربتى زد و دست معاذ بن عفراء را قطع كرد و او با دست بريده حضور پيامبر- ٦- آمد. حضرت دست قطع شده را سر جايش گذاشت و از آب دهانش به آن ماليد، بهم چسبيد و خوب شد[٤].
دعاى پيامبر ٦ در باره انس
(٤) ٥٩- ام سليم در خدمت پيامبر بود عرض كرد يا رسول اللَّه! خادمت انس را دعا كن. حضرت فرمود: «بار الها! مال و فرزندان او را زياد كن و در چيزى كه به او مىبخشى بركت ده». بعدها او بيشتر از صد فرزند پيدا كرد[٥].
[١] بحار: ١٨/ ٩، حديث ١٦.
[٢] بحار: ١٨/ ١٠، حديث ١٩.
[٣] بحار: ١٨/ ١٠، حديث ١٨.
[٤] بحار: ١٨/ ١٠، حديث ٢٠.
[٥] بحار: ١٨/ ١٠، حديث ٢٢.