جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٣١ - شفاى چشم سلمة بن اكوع
چنان كه گفتى، و ما فوق گويندگان مىباشى. از تو مسألت داريم كه بر محمّد و آل محمّد- ٦- درود فرستى و بىگناهى مرا آشكار سازى».
آنگاه رسول خدا- ٦- فرمود: «قسم به خدايى كه مرا مبعوث كرده، ملائكه را ديدم كه سخن تو را مىنوشتند. بدانيد هر كس مثل اين اعرابى گرفتار شد مانند او دعا كند و بر من زياد درود بفرستد»[١].
شفاى چشم سلمة بن اكوع
(١) ٤٤- در جنگ خيبر «سلمة بن اكوع» ضربتى خورد. به حضور پيامبر اكرم- ٦- شتافت و شفا خواست. حضرت از آب دهانش بر آن ماليد و خوب شد و تا لحظه مرگ او درد نكرد. و چشم قتاده نيز صدمه ديد و از جايش در آمد. حضرت، آن را برداشت و سر جايش گذاشت و خوب شد[٢].
(٢) ٤٥- در يكى از سفرها عرب بيابانى با پيامبر اكرم- ٦- برخورد نمود. رسول خدا فرمود: «مىخواهى تو را به نيكى راهنمايى كنم».
عرب گفت: آن چيست؟
حضرت فرمود: «شهادت بده پروردگارى جز خداى يگانه نيست و محمّد- ٦- بنده و فرستاده اوست».
عرب گفت: آيا بر اين مطلب دليل و شاهدى دارى.
پيامبر فرمود: «اين درخت شاهد و گواه ادعاى من است»، حضرت درخت را خواند و درخت در حالى كه زمين را مىشكافت آمد و در مقابل ايشان ايستاد. پيامبر از او گواهى خواست و درخت به پيامبرى آن حضرت گواهى داد، سپس به جاى اوّلش برگشت. عرب اسلام آورد و به پيامبر گفت: اگر قبيلهام از من تبعيت كردند آنها را خدمت تو مىآورم در غير اين صورت، خودم برمىگردم و تو را خدمت
[١] بحار: ١٧/ ٤٠٣، حديث ٢٠.
[٢] بحار: ١٨/ ٩، حديث ١٢.