جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٢٤٤ - علم امام(ع) به زبانهاى مختلف
را در مكّه نشنوند. و اكنون آن پسرى كه (ابراهيم) براى تو توصيفش نمودم، به دنيا آمد.
على بن ابى حمزه مىگويد: بعدها آن پسر را درك كردم، همان گونه بود كه امام فرموده بود[١].
علم امام (ع) به زبانهاى مختلف
(١) ٥- ابن ابى حمزه روايت مىكند كه نزد امام كاظم- ٧- نشسته بوديم كه تعداد سى غلام زر خريد كه آنها را از حبشه براى حضرت خريده بودند، وارد شدند. يكى از آنها زيبا سخن مىگفت و امام- ٧- با زبان خودش جوابش را مىگفت. از اين سخن خيلى شگفت زده شدند. و خيال مىكردند كه حضرت زبان آنها را نمىداند.
حضرت به آن غلام فرمود: من به تو پولى مىدهم و توبه هر يك از آنان، سى درهم بده.
سپس از محضر امام خارج شدند در حالى كه عدهاى از آنان بهم مىگفتند: او (امام- ٧-) از ما به زبان ما فصيحتر و واردتر است و اين نعمتى است كه خداوند بر ما ارزانى نموده است.
راوى مىگويد: وقتى غلامان رفتند عرض كردم: يا بن رسول اللَّه! من ديدم كه شما به زبان آنها صحبت مىكرديد.
فرمود: آرى.
عرض كردم: به يكى از آنها بيشتر توجّه فرموديد و او را مأمور كارى كرديد؟
فرمود: آرى به او گفتم تا با يارانش خوبى كند. و به هر يك از آنان ماهى سى درهم بدهد. وقتى آن غلام با من صحبت كرد، متوجّه شدم كه از همه آنها داناتر است، چون بزرگزاده بود، او را مسئول آنها قرار دادم و سفارش آنها را به او نمودم.
[١] بحار: ٤٨/ ٦٩، حديث ٩٢.