جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٢٢٤ - امام باقر(ع) و خريدن كنيز
غائب شد[١].
امام باقر (ع) و كلام سريانى
(١) ١٧- روايت شده است كه عدهاى از اصحاب، اجازه خواستند تا خدمت امام- ٧- شرفياب گردند. وقتى وارد دهليز شدند، متوجه گرديدند كه كسى با صداى خوش و به زبان سريانى مىخواند و مىگريد، تا اينكه آنها را نيز گرياند ولى نفهميدند چه مىگويد: خيال كردند كه يك نفر از اهل كتاب است كه مىخواند.
وقتى كه صدا قطع شد اينها وارد شدند اما كسى را نزد امام- ٧- نديدند. پرسيدند يا ابن رسول اللَّه! ما صداى زيبايى شنيديم كه به زبان سريانى مىخواند.
حضرت فرمود: خودم بودم كه مناجات الياس پيامبر را به ياد آوردم و آن را خواندم و گريستم[٢].
امام باقر (ع) و خريدن كنيز
(٢) ١٨- از عيسى بن عبد الرحمن، از پدرش، روايت كرده است كه ابن عكاشه أسدى بر امام باقر- ٧- وارد شد و امام صادق- ٧- نيز حضور داشت، مقدارى انگور آورد و حضرت فرمود: بعضى از مردم انگور را دانه دانه مىخورند. و برخى هم به گمان اينكه سير نخواهند شد، سه تا و چهارتا مىخورند، ولى شما دوتا- دوتا بخوريد كه بهتر است.
عكاشه به حضرت باقر گفت: چرا براى ابا عبد اللَّه (امام صادق- ٧-) زن نمىگيرى در حالى كه جوان است و وقت ازدواجش رسيده است. و در مقابل حضرت، كيسه زر مهرشدهاى قرار داشت.
حضرت فرمود: به زودى برده فروشى از بربر مىآيد و در منزل ميمون فرود
[١] بحار: ٤٦/ ٢٥٢، حديث ٤٨.
[٢] بحار: ٢٦/ ١٨١، حديث ٤.