جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ١٤٤ - پيامبر
پيامبر ٦ در تبوك
(١) ٢٠٤- وقتى پيامبر اكرم- ٦- به تبوك رفت. بين ايشان و پادشاه روم فرستادگانى رد و بدل شدند. بدين سبب زياد معطل شدند، لذا آذوقه آنها تمام شد. پيامبر اكرم فرمود: «هر كس مواد غذايى دارد، بياورد».
يك مشت خرما و يك مشت آرد پيدا كردند و آوردند. حضرت رداى خود را گسترد و در آن ريخت و دستش را بر تك- تك آنها گذاشت. سپس فرمود: «مردم را ندا دهيد كه هر كس غذا مىخواهد بيايد».
مردم آمدند و از آرد و خرما برداشتند و هر چه داشتند پر كردند. ولى خرما و آرد به حال خود بود، نه كم مىشد و نه زياد. آنگاه حضرت به سوى مدينه حركت نمود و روزى در بيابانى كه پيش از آن در آنجا آب بود، فرود آمد ولى ديدند از آب خبرى نيست. گفتند: يا رسول اللَّه اينجا هيچ آبى نيست! پيامبر اكرم- ٦- تيرى بيرون آورد و به شخصى فرمود: «اين تير را بگير و بالاى بيابان نصب كن. آن شخص نيز در جايى كه رسول خدا- ٦- نشان داده بود نصب كرد. از اطراف تير، دوازده چشمه جارى شد و از بالا به پايين آمد و مردم خوردند و سير شدند و مشكهاى خود را نيز پر كردند.