عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٩ - قرآن در نهج البلاغة
قرآن را بر پيامبر فرو فرستاد و اين قرآن نورى است كه قنديلهاى آن خاموش نشود و چراغى است كه افروختگى آن فرو نمىنشيند، دريايى است كه عمق آن ناپيداست و راهى است كه حركت در آن گمراهى ندارد، شعاعى است فروزنده كه روشنيش بىنور نمىشود و جداكننده حق و باطل است كه دليل آن سستىناچيزى نپذيرد و بنايى است كه پايههايش تا ابد ويرانى ندارد، شفايى است كه بيمارىهاى اهل آن را خوف و ترسى نيست، بلندمرتبهاى است كه يارىكنندگانش شكست نمىخورند و حقى است كه مددكارانش را مغلوبيت نيست، پس قرآن مجيد معدن ايمان و محور آن و چشمههاى علم و درياهاى آن و بستانهاى دادگسترى و عدالت و حوضهاى آن و سنگهاى بناى اسلام و پايه آن و صحراهاى حق و دشتهاى هموار آن است.
دريايى است كه هرچه از آن بردارند خالى نمىشود و چشمههايى است كه هرچه از آن آب بردارند كم نمىگردد، آبشخورهايى است كه واردين از آن نمىكاهند، منزلهايى است كه مسافران راه آنها را گم نكنند و نشانههايى است كه روندگان از آنها نابينا نيستند و تپههايى است كه روآورندگان از آنها گذر نتوانند كرد، خداوند قرآن مجيد را سيرابى تشنگى دانايان قرار داد و بهار دلهاى مجتهدان و مقصد راههاى نيكان و دارويى كه از پس آن دردى نماند و نورى كه با آن تاريكى نيست و ريسمانى كه جاى چنگ زدن به آن محكم است، پناهگاهى كه دژ بلند آن استوار است و سرافرازى كسى كه عاشق اوست، صلح و ايمنى داخل بر او و رستگارى و هدايت پيرو او و عذرخواه آن كه منسوب به اوست.
قرآن حجت و دليل كسى است كه با او سخن گويد و گواه كسى كه به وسيله آن با دشمن جدال كند و پيروزى كسى كه آن را حجت آورد و نگهدارنده كسى كه به آن عمل كند و مركب سريع كسى كه آن را به كار برد و نشانه كسى كه نشانه جويد، سپر