عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٥ - آفتهاى علم
مهربان مردم متكبر و فخركننده را دوست ندارد.
حكما گفتهاند:
به مال و جمال خود مبال كه آن به شبى مىرود و اين به تبى و هم چنين است امر در ساير شؤون و اعتبارات دنيوى كه گفتهاند:
|
به عزت مبال وز ذلت منال |
كه اين هر دو را زود باشد زوال |
|
١٠- به دانسته و به دانش و معرفت خود عمل نكردن كه عمل نكردن به علم ضايع كردن حق علم است و عالم بىعمل چون كمان بىزه و درخت بىثمر و چراغ بىنور است.
|
هر كه را دل دلبرى را منزل است |
آن كه بىدلبر بماند بىدل است |
|
|
شاهد از ياران كجا گيرد كنار |
هر كجا شمعى ميان محفل است |
|
|
اين جفا و جور مخصوص تو نيست |
هر كه شد سيمين بدن سنگين دل است |
|
|
عشق دريايى است بىحد كاندر آن |
موج كشتيبان و طوفان ساحل است |
|
|
طالبان را خستگى در راه نيست |
عشق هم راه است و هم خود منزل است |
|
|
ظلمت ار يكسر بگيرد خانه را |
چون فروغ شمعى آيد زايل است |
|
|
در همه عالم يكى حق بيش نيست |
آن كه كثرت مىپذيرد باطل است |
|
|
از خرد بگذر نشاط از عشق نيز |
عاشق از خود غافل از وى عاقل است[١] |
|
[١] - نشاط اصفهانى.