عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٦٣ - خلافت بلا فصل امير مؤمنان على
رسد، من مسؤولم و شما نيز مسؤوليت داريد، از شما سؤال مىكنم در پيشگاه خداوند، درباره من چه خواهيد گفت؟ آيا وظيفه رسالت را ادا كردهام و شما را به راه راست و دين خدا فرا خواندهام؟
مردم يك آواز جواب دادند: ما گواهى مىدهيم كه تو همانا تبليغ كردهاى و اندرز گفتى و فراوان كوشيدهاى، خداوند به تو پاداش خير دهد.
بار ديگر براى توضيح و تأييد مىگويد: آيا شما شهادت نمىدهيد كه معبودى جز خداى يكتا و بىهمتا نيست و محمد بنده و رسول اوست و بهشت و دوزخ و مرگ و قيامت حق و مسلم است و بدون شك و ترديد خواهد آمد؟
باز همگى مىگويند: چرا به اينها گواهى مىدهيم، پيامبر ٦ در آن حال مىگويد: خداوندا! گواه باش. سپس گفتارش را چنين ادامه مىدهد: همگى سخن مرا مىشنوند؟
- آرى.
بدانيد: من در رستاخيز پيش از شما كنار حوض كوثر مىرسم، شما بر من وارد خواهيد شد و آن حوضى است پهناور كه بر لب جامهاى بىشمارى است.
اكنون كه داستان چنين است و روز پاداشى در پيش و مىبايست روز قيامت به پيامبر خود ملحق شويد ببينيد، نگاه كنيد كه در مورد دو شىء گرانقدر و دو جانشينى كه ميان شما مىگذارم چگونه رفتار مىكنيد؟!
در اين هنگام از ميان انبوه جمعيت شخصى فرياد مىكشد: اى محمد اين دو جانشين كه مىگويى چيست؟ پيامبر ٦ پاسخ مىدهد:
كتاب خداوند كه رشتهاى است پيوسته از يك سر به دست اوست و از سر ديگر به دست شما، پس به كتاب خدا چنگ زنيد و عترت و خانواده من.
پروردگار مهربان آگاه مرا خبر داده است كه اين دو شىء گران ارج: قرآن مجيد