عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٥٨ - بيدارى مردم در تبليغ
موعظه انسان بيدار، هم چون نفس مسيح جانبخش است. از شيخ انصارى نقل شده كه گاهى در پايان درس در روز چهارشنبه سؤال مىكردند حاج شيخ جعفر شوشترى كجا وعظ و موعظه دارد كه روح متألم و كدر شده و دل زنگ گرفته است، يا مىپرسيدند: امروز يا امشب منبر واعظى كه زنگ از دل ببرد كجاست!
آرى، مثل واعظ با معرفت و متقى مثل بيدار و مثل متعظ مثل خواب است، چون ملتى خواب رفته از پى نصايح و مواعظ بيدار شوند از شرور و فتن محفوظ و از دستبرد حوادث مصون خواهند ماند.
بيدارى مردم در تبليغ
از محقق خراسانى- كه مردى وارسته و دانشمند بود و در سن هشتاد سالگى منبر مىرفت- شنيدم كه:
واتيكان براى تبليغ مسيحيت مبلغان فراوانى تربيت كرد و هر يك را به زبان مخصوص منطقهاى كه منظور داشت آراسته نمود، يكى از آن مبلغان را براى يكى از مرزهاى شمالى ايران فرستاد، قبل از رسيدن آن مبلغ مسيحى، خانهاى را در ده مرزى خريدارى كرده و به عنوان كليسا قرار داده بود تا مبلغ پس از ورودش به محل براى تبليغاتش جا و مكان داشته باشد.
مبلغ مسيحى به حدود ده رسيد. كودكى سيزده، چهارده ساله با تعدادى گوسپند رهسپار صحرا بود، كشيش با او برخوردى محبتآميز كرد و آدرس كليسا را در ده از او خواست، كودك آدرس محل را به او داد، كشيش گفت: آفرين فرزندم، چه نوجوان عزيز و با كرامتى هستى، من از تو دعوت مىكنم به وقت غروب به كليسا بيا تو را زيارت كنم، نوجوان پرسيد: براى چه؟ گفت: براى اين كه راه بهشت را به تو نشان دهم، كودك نظرى به چهره كشيش انداخت و گفت: برو بيچاره