عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٨ - حقوق پدر و مادر در قرآن
مىكردند، آرى، روزگارى كه پرستارى فرزند را مىكردند و روزگار ديگرى كه مشقات آنان را تحمل مىنمودند و باز در روزگارى كه زحمت تربيت آنها را به دوش مىكشيدند در همه اين ادوار كه فرزند از تأمين واجبات خود عاجز بود آنها به اين آرزو تأمين مىكردند كه در روزگار پيرى از دستگيرى فرزند برخوردار شوند.
در معاشرت با پدر و مادر و گفتگوى با آنها طورى بايد رفتار شود كه تواضع و خضوع فرزند را احساس كنند و بفهمند كه فرزند در برابر ايشان خوارى نشان مىدهد و نسبت به آنان مهر و محبت روا مىدارد.
فرزند بايد دوران خردى و بيچارگى خود را به ياد آورد كه چگونه پدر و مادر در كمال مهر و عاطفه از او دستگيرى كردند، اكنون كه خود آنان به چنان حالاتى دچارند با مهر و محبت از آنان دستگيرى كند.
[و برا بوالديه و لم يكن جبارا عصيا][١].
و به پدر و مادرش نيكوكار بود و سركش و نافرمان نبود.
[و برا بوالدتي و لم يجعلني جبارا شقيا][٢].
و مرا نسبت به مادرم نيكوكار [و خوشرفتار] گردانيده و گردنكش و تيرهبختم قرار نداده است.
روش انبياى خدا در تمام زمينهها براى مردم در هر موقعيتى كه هستند برهان و حجت است و بر تمام افراد بشر لازم است در عمل و اخلاق و ايمان از آن بزرگواران پيروى نمايند، آنان براى پدر و مادر خود نهايت احترام را قائل بودند، و از احسان به آنها فروگذار نبودند.
[١] - مريم( ١٩): ١٤.
[٢] - مريم( ١٩): ٣٢.