عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩٥ - علم امام على
دستور وى را براى رهبرى مسلمانان تا قيامت معرفى نكرد، آرى، تنها او از همه جهت و از هر حيث لايق جانشينى رسول اعظم ٦ و امامت و رهبرى بود و معقول و منطقى نبود كه با بودن او ديگرى پس از مرگ پيامبر ٦ عهدهدار سرپرستى امت شود، در حالى كه نه از قرآن مجيد كه قانون اساسى اسلام بود آگاهى داشت و نه از علم عادى بهرهمند بود!
آنان كه مىگويند كه پيامبر ٦ براى بعد از خود جانشين معين نكرد و امر خلافت را به انتخاب ملت گذاشت، دروغى مىگويند كه گوش آفرينش تاكنون نمونه اين دروغ را نشنيده است و بعد از اين هم نخواهد شنيد و بدون شك آنچه ظلم و جنايت و خيانت و گناه پس از پيامبر ٦ در تمام جهان تا قيامت واقع مىشود به گردن آن دروغ زنهاى بىنظير است، من نمىدانم كورى چشم و كرى گوش و سنگينى و تاريكى قلب در اينان چه مقدار است، آيا اينان اين هزاران كتاب شيعه و سنى را در اين زمينه نديدهاند كه اگر بگوييم نديدهاند ما هم مانند آنان دروغ گفتهايم، ديدهاند ولى به خدا قسم از شدت حسد و كينه و نفاق نسبت به حق و حقيقت بدون شك و ترديد عناد مىورزند!!
آنچه از حسنات و فضايل و كمالات و حقايق در على ٧ تجلى دارد در امامان بعد از او كه يازده فرزند اويند تجلى دارد، شما براى تماشاى چهره نورانى آن بزرگواران مىتوانيد به كتب مربوطه مراجعه كنيد كه اين جزوه ناچيز استعداد بازگو كردن شخصيت والاى آنان را ندارد.
|
در حقيقت جان ندارد هركسى جانان ندارد |
هركسى جانان ندارد در حقيقت جان ندارد |
|
|
كيست دلبر آن كه بىعشقش دلى تسكين نيابد |
كيست جانان آن كه بىمهرش كسى ايمان ندارد |
|