عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٠٣ - اخلاق پيامبر
جرعهاى شير بود مىپذيرفت و ميل مىكرد و به نيكوترين صورت تلافى مىفرمود، از مال صدقه مصرف نمىكرد و از اجابت دعوت مسكين و كنيز تكبر نداشت.
براى خدا به خشم مىآمد ولى در تمام عمرش براى يك بار به خاطر خودش خشمگين نشد، بر حق پافشارى داشت اگر چه به ضرر خود و يارانش تمام مىشد، بسيار اتفاق افتاد كه در سختىها و تنهايىها از طرف مشركان پيشنهاد يارى و كمك به او شد ولى نپذيرفت، گاهى از شدت گرسنگى و نيافتن خوراك سنگ به شكم مبارك مىبست و هرگز خم به ابرو نمىآورد، اگر چيزى از حلال مىيافت مىخورد وگرنه صبر و حوصله مىكرد، از حلال خدا بدون علت پرهيز نمىكرد، خوراكش يا خرماى تنها يا شير، يا نان جو يا شيرينى يا عسل بود و اگر مدتى هيچ كدام از آنها را نمىيافت فقط خدا را عاشقانه شكر مىكرد!!
دعوت براى وليمه ولادت يا عروسى، يا خانه، يا سفر را قبول مىكرد، به تشييع جنازه حاضر مىشد و بدون پاسدار در بين مردم رفت و آمد داشت و در اين زمينه از دشمنانش هراسى به خود راه نمىداد، متواضعتر از او كسى نبود، بدون كبر با مردم نشست و برخاست داشت، خوش رفتار بود و از چهره پاكش صفا و صميميت و خوبى مىباريد.
چيزى از امور دنيا وى را دستپاچه و مضطرب و هولناك نمىكرد، از لباس حلال آنچه مىيافت مىپوشيد، مركب سوارى براى او تفاوت نداشت كه چه باشد، استر يا اسب يا الاغ، هر كدام را مىيافت سوار مىشد.
در دورترين نقطه شهر از مريض عيادت مىكرد، بوى خوش را دوست داشت و از بوى نامناسب در كراهت بود.
عشق عجيبى در نشستن با فقرا داشت و با مساكين همسفره مىشد، اهل فضل