عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٧ - عبرت از گذشتگان
سفر خود از دنيا به آخرت و ديدن نتايج اعمال خود بيفتند و از اين راه به رشد و كمال خود اضافه نمايند و نيز دريابند كه سفر آنان به جهان بعد از اين جهان حتمى و مسلم است و هم چنين از ديدن كاخهاى خراب شده و آثار ويران شده شاهان و قلدران و ستمكاران و قبور كهنه و مندرس آنان و بدن و جمجمه پوسيده ايشان بفهمند كه اولا كسى در دنيا ماندنى نيست گر چه داراى عظيمترين قدرت باشد و ثانيا گردن هر گردنكشى عاقبت مىشكند و دماغ هر متكبرى عاقبت به خاك ذلت مىآيد و هر نفس ستمكارى بدون شك به اسارت اعمال ننگين خود ميرود و به عذاب ابد الهى در برابر آنهمه ستم بر بندگان حق دچار مىشود.
عبرت از گذشتگان در نهج البلاغة
اميرالمؤمنين ٧ براى عبرت گرفتن از گذشتگان مىفرمايد:
اهل گورستان همسايگانى هستند كه با هم انس نمىگيرند و دوستانى كه به ديدار يكديگر نمىروند، نسبتهاى آشنايى بينشان كهنه و سببهاى برادرى از آنها بريده شده است، با اين كه همه در يك جا جمعند تنها و بىكسند و در عين اين كه دوستان هم بودند از هم دورند، براى شب صبح و براى صبح شب نمىشناسند، هر يك از شب و روز كه در آن كوچ كردهاند برايشان هميشگى است.
سختىهاى آن جهان را سختتر از آنچه مىترسيدند مشاهده كردند و آثار آن جهان را بزرگتر از آنچه تصور مىنمودند ديدند، اگر بعد از مرگ به زبان مىآمدند، نمىتوانستند آنچه را به چشم ديده و دريافتهاند بيان كنند، اگر چه نشانههاى آنان ناپديد شده و خبرهايشان قطع گرديده، ولى چشمهاى عبرتپذير، آنان را مىنگرد و گوشهاى خرد از آنها مىشنود كه از راه غير گويايى يعنى به زبان عبرت مىگويند: