تاثير فمينيسم بر دختران در غرب - لوى، آريل - الصفحة ٤٠ - عوامل درون فردى
اين الگوى جنسيتى را تحت تأثير قرار مىدهد. اگرچه اين مطالعات بيشتر به بررسى الگوهاى جنسيتى پرداختهاند تا «ايجاد كردن ديدگاههاى جنسى» اما بيانگر اين هستند كه اگر الگوى والدين شامل افكار داراى ديد جنسى باشد، اين اعتقادات به دختران و پسرانشان منتقل مىشود. (اصولًا فرض مىشود كه «ايجاد كردن ديدگاه جنسى در مورد زنان» و تمايلات آنها به جنس مخالف، معيار كليدى زنانگى و فرهنگى بارز است.)
بدين دليل كه معيار كنونى ظاهر فيزيكى سكسى براى دختران، نيازمند اين است كه دختران داراى اندامى باريك و لاغر باشند، تحقيقات بر روى «آرزوى لاغرى» با «ايجاد كردن ديدگاه جنسى در مورد دختران» مرتبط است. شواهدى وجود دارد كه والدين، همسالان و رسانهها همگى طرفدار فرهنگ رژيم غذايى براى دختران هستند. مطالعات زيادى (با شركتكنندگان اكثراً سفيدپوست) نشان دادهاند كه تعاملات مادر- دخترى، بر نحوه پاسخگويى دختران و نوجوانان به پيامهاى فرهنگى در مورد باريك اندامى تأثيرگذار است. همچنين سرمايهگذارى مادران در مورد باريك اندامى خودشان و انتقاد مادران در مورد وزن دخترانشان با اختلالات غذايى در دختران آنها مرتبط است.
اخيراً نيچر[١] در يك مطالعه كيفى و طولى سه ساله از دانشآموزان كلاسهاى هشتم و نهم دريافت كه مادران سفيد پوست معمولًا در مورد چاقى اندامشان و اندام دخترانشان صحبت مىكنند كه در نتيجه به نظر مىآيد: «دختران با نگرانىهاى خيلى زيادى در مورد ظاهر فيزيكى و صحبت در مورد احساس چاق بودن احاطه شدهاند.» تعداد كمترى از دختران از پدرانشان پيام دريافت كرده بودند. اما هنگامىكه پدران پيامى فرستاده بودند، بصورت انتقاد بوده «نگاههاى ارزيابى كننده، كنايههاى شوخى آميز، تحقير كردنها، نظرات انتقادى تحقير آميز و غيرمستقيم»، نظر آخر نشان دهنده اين است كه اظهار نظرات در مورد اندام و صحبت در مورد چاقى، حداقل در مورد پدران، شامل اشارههاى شخص به مسائل جنسى است و نظرات در مورد اندام دختران اغلب به عنوان نظرات در مورد مسائل جنسى آنها در نظر گرفته مىشوند. به علاوه، اين نوع ترغيبها براى دختران كه «بيشتر از اينكه به احساساتشان توجه كنند به اندامشان نگاه كنند»، به آنها مىآموزد كه با بدنشان به عنوان شيئى كه بايد
[١] -Nitcher .