تاثير فمينيسم بر دختران در غرب - لوى، آريل - الصفحة ١١٣ - خوكها در حال تعليم
تمايل جنسى دختران را يك عامل بالقوه تشخيص مىدهند.» به دلايل قابل درك، توجه ويژه ما به تمايل جنسى نوجوانان به دنبال مسأله
AIDS
، بر «رفتار پرخطر» بوده است. تولمن مىنويسد: «اين توجه كه محصول سياست عمومى و سرمايهگذارى بر تحقيقات انجام شده در جهت اجتناب از خطرهاى جنسى است، ما را به سوى انتخاب دختران به عنوان منبع توجه و نگرانى هدايت مىكند.»
از طرف ديگر يك مسأله منطقى وجود دارد و آن اينكه تنها دختران هستند كه باردار مىشوند و دختران در رابطه جنسى بسيار آسانتر از پسران بهHIV مبتلا مىشوند. اما با اينكه ترس ما براى نوجوانان و به خصوص دختران نوجوان موجه است، پاسخ ما موجه نشده است. ما پول زيادى را براى «آموزشِ فقط خوددارى» (يعنى آموزش جنسىاى كه باكره بودن را تشويق مىكند و جلوگيرى از باردارى را بىاعتبار دانسته، از آن چشمپوشى مىكند)، خرج مىكنيم به رغم اينكه يك تحقيق هم نشان نداده است كه اين رويكرد جواب مىدهد.
٨٦ درصد مدارس دولتى كه آموزش سكس را عرضه مىكنند، تشويق به خوددارى را لازم مىدانند و ٣٥ درصد لازم مىدانند كه خوددارى به عنوان تنها گزينه براى افراد مجرد، آموزش داده شود، هر دو آموزش مىدهند كه جلوگيرى بىتأثير است يا اينكه اصلًا درباره آن صحبت نكنيد.
بنابراين آنچه نوجوانان بايد با آن مواجه شوند، دو پيغام بسيار دور از هم است. آنها در سرزمينى سرشار از سكس زندگى مىكنند و خودشان هم نوجوانانى سرشار از هورمون هستند. و آنچه در مدارس درباره سكس به آنها گفته مىشود تنها «نه» است. آنها آموزش مىبينند كه سكس اشتباه است تا زمانى كه ازدواج كنند، آنگاه ناگهان سكس، زيبا و طبيعى مىشود.
اگر اين اطلاعات را از طريق كامپيوتر ذهن نوجوانان پردازش كنيم، در نهايت به اين خروجى مىرسيم: «دختران بايد از نظر جنسى جذاب باشند. دخترانى كه اينگونه نيستند، احتمالًا نياز به عمل كاشت سينه دارند. زمانى كه دخترى از نظر جنسى جذاب شد، بايد تا جايى كه ممكن است برهنه باشد.» و «پسران بايد آن را دوست داشته باشند كه سكس نداشته باشد.»
و جالب است ديدن مربيانى كه سخت تلاش مىكنند اين پيامها را به هم مرتبط كنند. تصور كنيد اين آموزشها تا چه اندازه بر كنترل انگيزههاى نوجوانان مؤثر است؛ كسانى كه من آنها را كمتر منطقى و خودآگاه و