پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٥ - ١ امام حسن عليه السلام در وداع ابو ذر
درازا مىكشد و بر تو از اين قوم رفت، آنچه را كه مىبينى. پس با ياد كردن گذرايى دنيا [اندوه] آن را از خود وانه و سختى آن را به اميد مابعدش (سراى آرامش و امان) ناديده بگير و بردبارى پيشه كن تا در روز رستخيز به هنگام ديدن پيامبرت، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله او را از خويشتن خشنود بيابى.[١]
اين سخنان را امام حسن عليه السّلام زمانى بر زبان آورد كه به اتفاق پدر و برادر و عمويش عقيل و پسر عمويش عبد الله بن جعفر و ابن عباس، در بدرقه ابو ذر صحابى جليل القدرى كه در راه خدا و حق، جهاد و مبارزه كرد و آن همه ستم و بيداد و اهانت و رنج و مصيبت را به جان خريد تا سرانجام تنها و غريب در تبعيدگاهش «ربذه» به ديدار معبود شتافت، شركت جسته بود.
سخنان امام حاكى از موضعگيرى ژرف آن حضرت در قبال اعمال نارواى خط حاكم بهشمار مىآيد. وى با اين سخنان در اجراى اهدافى كه ابو ذر آنها را دنبال مىكرد، تشريك مساعى داشت. زيرا ناگزير مىبايست فريادى سر داده شود تا امّت مسلمان را از خواب غفلت بيدار كرده و آنان را به حقيقت ماجرا و رخدادها آگاه سازد و بدانان بفهماند كه حاكم و فرمانروا براى هميشه معاف و بركنار از مؤاخذه و توبيخ نبوده و فراتر از قانون نخواهد بود. بلكه پشتيبان و مدافع قانون است. بنابراين، اگر حاكمى اسير نفس خود شد تا هرگونه مخالفتى را انجام داده و يا با استفاده از نقش محورى خود، آن را در خدمت هواى نفس و منافع شخصى خويش قرار دهد، هريك از آحاد مسلمانان مىتواند بلكه بر او واجب است آشكارا سخن حق را بر زبان آورد و در رفع ستم و بيداد و انحراف بكوشد.
از سويى، اگر شرايط آن زمان به امير مؤمنان و حسنين عليهم السّلام و پيروان آنها
[١] . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ٨/ ٢٥٣، الغدير ٨/ ٣٠١، روضه كافى ٨/ ٢٠٧.