پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٧ - نخستين تحليل آشكار نمودن چهره معاويه
تعيّن داشت.
اگر صلح امام حسن عليه السّلام- كه معاويه را به فضاحت كشاند- و شهادت امام حسين عليه السّلام كه يزيد را به ورطه سقوط سوق داده و به سرعت به دولت ننگين ابو سفيانى پايان داد، نبود تلاشهاى جدّ بزرگوارشان در يك چشم به هم زدن، بر باد مىرفت و آيين اسلام، به دين خاندان ابو سفيان، دين خيانت و فسق و فجور، دين قلع و قمع شايستگان و بر سر كار آوردن ستمكاران فاسق، تبديل مىشد.
اگر گفته شود: چرا امام مجتبى عليه السّلام مانند برادر بزرگوارش حسين عليه السّلام راه شهادت را برنگزيد زيرا امام حسين عليه السّلام نيز به خوبى آگاهى داشت كه هيچگاه بر يزيد پيروزى نظامى نخواهد يافت؟
پاسخ اين است كه:
افزون بر زيركى معاويه و حماقت و نادانى پسرش يزيد، معاويه تظاهر به اسلام مىكرد و يزيد آشكارا به فسق و فجور مىپرداخت.
٢. خيانت كوفيان در مورد امام حسين عليه السّلام در راه رسيدن به پيروزى درخشان تاريخىاش براى وى گامى موفقيتآميز تلقى مىشد و خيانت همين مردم در مورد برادر ارجمندش امام حسن مجتبى عليه السّلام در (مسكن و مدائن) بر سر راه اجراى عمليات جهاد و مبارزه، مانع بسيار دشوارى به شمار مىآمد.
ماجراى بيعت شكنى مردم كوفه با امام حسين عليه السّلام پيش از آمادگى آن حضرت براى جنگ، صورت پذيرفت. به همين دليل، آن روز كه سپاهيان اندكش براى نبرد با دشمن صفآرايى كردند به عنوان لشكريان امام و پيشوايى كه اهداف والايى را دنبال مىكند، از هرگونه شائبه زيانبارى پيراسته بودند.[١]
[١] . صلح امام حسن از شيخ راضى آل ياسين ٣٧١- ٣٧٢.