پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٥٠ - فروتنى و پارسايى
حسن عليه السّلام آنان را به ميهمانى خود فراخواند و از آنها پذيرايى نمود و لباس نو بر اندامشان پوشاند.[١]
ب) روزى بر جمعى از كودكان كه مشغول غذا خوردن بودند، گذشت.
حضرت را براى خوردن غذا همراه خود دعوت كردند. امام عليه السّلام دعوت آنها را اجابت كرد و پس از غذا خوردن، آنان را به منزل خويش دعوت كرد و مورد بذل و بخشش خود قرار داد و فرمود:
دست فراتر، از آنهاست زيرا آنان غير از آنچه به من خوراندند چيزى در اختيار نداشتند ولى آنچه را ما بدانان داديم، در اختيار داشتيم.[٢]
امام مجتبى عليه السّلام به ياد جهان آخرتى كه خدا آن را براى بندگان پروا پيشهاش مهيا كرده بود، از لذايذ دنيوى و رزق و برق آن چشم پوشيد. از جمله مواردى كه نمودار زهد و پارسايى آن بزرگوار تلقى مىشد مىتوان بى رغبتى وى به خلافت را نام برد كه براى رضاى خدا از آن گذشت. زمانى اهميّت اين از خودگذشتگى براى ما روشن مىشود كه ملاحظه كنيم تا چه پايه معاويه در پى رسيدن به تاج و تخت تلاش مىكرد و براى دستيابى به قدرت، از كاربرد تمام شيوههاى ضد اخلاقى فرونگذارد، در صورتى كه مىبينيم امام حسن عليه السّلام تنها براى جلوگيرى از خونريزى مسلمانان، از خلافت كناره مىگيرد.
از ديگر جلوههاى زهد و پارسايى امام مجتبى عليه السّلام ماجراى مدرك بن زياد است. وى مىگويد: روزى در باغ و بستان ابن عباس به سر مىبرديم، ابن عباس به اتفاق امام حسن و امام حسين عليهما السّلام بدانجا آمدند و در آن باغ گشت و
[١] . عوالم العلوم ١٢٣ به نقل از مناقب ٣/ ١٨٧.
[٢] . حياة الامام الحسن ١/ ٣١٣ به نقل از صبان در حاشيه نور الابصار ١٦٦.