پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٧ - به سوى دوست
شيطان را بر تو مسلط نسازد. اى محمد بن على! آيا دوست دارى آنچه را دربارهات از پدر شنيدهام برايت بازگو كنم؟
محمد عرضه داشت: آرى.
امام مجتبى عليه السّلام فرمود:
شنيدم پدر بزرگوارت در جنگ بصره مىفرمود: هركس مىخواهد در دنيا و آخرت با من سر دوستى داشته باشد، محمد را دوست بدارد، اى محمد! اگر بخواهم مىتوانم درباره تو آنگاه كه در پشت پدر بودى، خبر دهم.
اى محمد! آيا مىدانى كه حسين بن على پس از مرگ من آنگاه كه روح از پيكرم جدا مىشود، امام پس از من است؟ حسين اين مقام را كه به اراده پروردگار و به حكم وراثت پيامبر مقدر شده، از ميراث پدر و مادرش احراز مىكند خدا مىداند كه شما بهترين بندگان او هستيد به همين جهت محمد صلّى اللّه عليه و اله را از شما برگزيد و محمد صلّى اللّه عليه و اله نيز على را انتخاب كرد و على مرا به امامت برگزيد و اكنون من حسين را براى امامت برمىگزينم.
محمد بهپا خاست و مراتب اطاعت و فرمانبردارى خود را نسبت به برادر ابراز نمود.[١]
به سوى دوست
حال امام عليه السّلام به وخامت گراييد و دردش شدت يافت و در آستانه احتضار قرار گرفت و پى برد كه دقايقى بيش، از زندگى گرانمايهاش باقى نمانده است، رو به اعضاى خانوادهاش كرد و فرمود: مرا به حيات خانه ببريد تا ملكوت آسمانها را بنگرم.
[١] . حياة الامام الحسن ٢/ ٤٨٧- ٤٨٩.