پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٨ - به سوى دوست
او را به حيات خانه بردند چون اندكى آرامش يافت، سر به آسمان برداشت و با تضرّع و زارى با خداى خود به راز و نياز پرداخت و عرضه داشت:
خدايا! جان خود را به پيشگاهت عرضه مىدارم، جانى كه چيزى گرانمايهتر از آن در اختيار ندارم، خدايا! به هنگام مرگ همدمم باش و در تنهايى قبر، تنهايم مگذار.
سپس فريبكارىها و پيمانشكنىها و سوءقصدهايى را كه معاويه دربارهاش داشت در نظر آورد و فرمود:
عسل زهر آلودى كه معاويه به من خوراند، كارگر افتاد. به خدا سوگند، به پيمانش وفا نكرد و سخنى به راستى و حقيقت نگفت.[١]
امام عليه السّلام به تلاوت آيات قرآن حكيم پرداخت و با معبود خويش در نيايش و راز و نياز بود تا روح پاكش به بهشت جاودان پر كشيد. روان مقدسى به رفيق اعلى پيوست كه نظير او در گذشته و آينده، در بردبارى و بخشندگى و دانش و دوستى و مهربانى بر افق حيات ندرخشيد.
بدينترتيب، بردبارترين مسلمانان و پيشواى جوانان بهشتى و گل خوشبوى پيامبر و نور ديده رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله از دنيا رفت، جهان از فقدانش در تاريكى فرو رفت و آخرت به فروغ مقدمش روشنى يافت.[٢]
[١] . تذكرة الخواص ٢٣، تاريخ ابن عساكر ٤/ ٢٢٦، حلية الأولياء ٣٨١٢، صفوة الصفوة ١/ ٣٢٠.
[٢] . تاريخنگاران در سال وفات امام حسن عليه السّلام اختلاف دارند، به گفته ابن اثير و ابن حجر در تهذيب التهذيب شهادت آن بزرگوار در سال ٤٩ ه رخ داده و خطيب بغدادى در تاريخ خود و ابن قتيبه در الامامة و السياسة، آن را در سال ٥١ هجرى دانستهاند. در ماه شهادت حضرت نيز اختلاف وجود دارد، برخى آن را ٢٥ ربيع الأول و جمعى ٢٨ صفر و عدهاى شهادت حضرت را روز دهم محرم سال ٤٥ ه مىدانند چنانكه در« المسامرات» ص ٢٦ آمده است گفتهاى ديگر شهادت امام حسن عليه السّلام را هفتم ماه صفر بيان كرده است.