پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٩ - تحليل دوم معاويه مدت بيست سال در دوران خليفه دوم و سوم با تحكيم پايه و اركان حكومت خود توانست بر دستگاههاى حكومتى تسلط و نفوذ بيابد
گسترش دهد.[١]
توده مردم از اين ماجرا آگاهى نداشتند زيرا قانون متداول و رايج در اسلام يعنى اسلام گذشته را مىبخشايد- بر كارهاى نفرتانگيز «بنى اميه» سرپوش نهاده بود به ويژه پس از آنكه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله بنى اميه را مورد عفو قرار داد و به تأليف قلوبشان پرداخت، خلفاء، اينان را به خود نزديك ساختند و در شهرها به فرمانروايى بر مردم برگزيدند و اختياراتى بدانها بخشيدند كه به ديگر فرمانروايان خويش نداده بودند. بدينترتيب، مدت بيست سال بىآن كه از كارهاى زشت خود دست برداشته و يا كسى آنان را از اين قبيل كارها باز دارد، سلطه خود را بر شام گسترش بخشيدند.
خليفه دوم در مورد برخى فرمانروايان خود مراقبت زيادى معمول مىداشت و بعضى را دقيقا مورد حساب قرار نمىداد و در اين راستا هيچگاه مانعى بر سر راه خود نمىديد. وقتى با خبر شد خالد بن وليد فرمانرواى وى بر «قنسرين» ده هزار درهم به اشعث بخشيده دستور دستگيرى وى را صادر كرد «و «بلال حبشى» دستان خالد را با عمامهاش محكم بست و در مسجد جامع حمص در برابر ديدگان سران حكومت و ديگر شخصيتهاى بزرگ مردمى، سر برهنه روى يك پا نگاه داشت تا خليفه از او بپرسد ده هزار درهمى را كه به اشعث پرداخته از اموال شخصى او بوده يا از اموال مسلمانان؟ كه اگر از اموال شخصى وى بوده، اسراف است و خداوند اسرافكاران را دوست ندارد و اگر از اموال مسلمانان بوده در حق آنان خيانت ورزيده است و خداوند
[١] . براى آشنايى به خصومت و دشمنى معاويه و رنج و سختهايى كه آفريد و حدود الهى را تعطيل و دستورات دين را به تحريف كشاند و مردم و دين آنها را خريدارى كرد و فساد و فسق و فجور و گستاخى و ساخته و پرداخته كردن احاديث و روايات و ديگر كارهاى زشت و ناپسندى كه وى انجام داد، به كتاب حياة الامام الحسن ٢/ ١٤٥- ٢١٠ مراجعه شود.