پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٢ - علل و اسباب صلح به روايت تاريخ
سر نمىپروراندى. رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله فرموده است: هرگاه امّتى زمام امور خود را به مردى بسپارند كه برتر از او را ميان خود سراغ داشته باشند، امورشان همواره رو به تباهى خواهد رفت، تا به سرنوشت گوسالهپرستان دچار شوند.[١]
٤. علامه قندوزى در «ينابيع المودة» در مورد صلح امام حسن عليه السّلام آورده كه حضرت در جمع مردم خطبهاى ايراد كرد كه در آن آمده است:
«ايّها الناس لقد علمتم أن اللّه- جلّ ذكره و عزّ اسمه- هداكم بجدّي و أنقذكم من الضلالة، و خلّصكم من الجهالة، و أعزّكم به بعد الذلّة، و كثّركم به بعد القلّة، و أن معاوية نازعني حقّا هو لي دونه، فنظرت لصلاح الأمة و قطع الفتنة، و قد كنتم بايعتموني على أن تسالموا من سالمني و تحاربوا من حاربني، فرأيت أن اسالم معاوية و أضع الحرب بيني و بينه، و قد صالحته و رأيت أن حقن الدماء خير من سفكها، و لم أرد بذلك إلّا صلاحكم و بقاءكم[٢] وَ إِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ»[٣]؛
مردم! شما به خوبى آگاهيد كه خداى عز و جل شما را به وسيله جدّ بزرگوارم رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله هدايت نمود و از گمراهى نجات داد و از جهل و نادانى رهايى بخشيد و پس از خوارى و ذلّت، عزّت عطا كرد و تعداد اندكتان را فزونى داد. معاويه با من در مورد حقى در نزاع و كشمكش است كه حق من است نه حق معاويه. من به مصلحت مسلمانان و از بين رفتن فتنه و آشوب انديشيدم. شما با اين شرط با من دست بيعت داديد كه با هركه از در صلح با من درآيد، صلح كنيد و با هركس سر جنگ با من داشت، نبرد نماييد. ازاينرو، تشخيص دادم با معاويه مصالحه كنم و جنگ بين خود و او را پايان بخشم. به همين دليل با او از در صلح درآمدم و ديدم
[١] . بحار الأنوار ٤٤/ ٢٢.
[٢] . ينابيع المودة ٢٩٣.
[٣] . أنبياء ١١١.