پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٣ - علل و اسباب صلح به روايت تاريخ
جلوگيرى از ريختن خون مسلمانان بهتر از خونريزى است و در اين كار فقط به مصلحت و بقاى شما انديشيدم نمىدانم شايد اين كار آزمايشى براى شما و مايه بهرهگيرى تا مدتى معيّن است.
٥. در روايتى از سيد مرتضى- رحمة اللّه عليه- آمده است كه حجر بن عدى پس از موافقت امام عليه السّلام با صلح، با اعتراض به آن حضرت گفت: شما، مؤمنان را روسياه كردى» امام حسن عليه السّلام در پاسخ حجر فرمود:
اينگونه نيست كه هركسى آنچه را تو دوست دارى، دوست داشته باشد و يا ديدگاهش نظير تو باشد، من اين كار را تنها به جهت در امان ماندن شما انجام دادم.
سيد مرتضى سپس اشاره كرده كه پيروان امام عليه السّلام با اعتراض به صلحى كه آن بزرگوار انجام داد مراتب تأسف خود را از تصميم آن حضرت ابراز نمودند از جمله سليمان بن صرد خزاعى به امام گفت: «از بيعت شما با معاويه همواره در شگفتيم، در صورتى كه شما چهل هزار جنگجو از مردم كوفه با خود دارى كه همه مستمرى دريافت مىكنند و بر در خانههايشان آماده ايستادهاند. همين تعداد را نيز فرزندان و پيروانشان تشكيل مىدهند. طرفداران شما از مردم بصره و حجاز نيز به اين عده افزوده مىشوند. گذشته از اين، شما در اين پيمان نامه، نه تعهّدى براى خود گرفتى و نه سهمى از عطايا و بخششها. اكنون كه به انجام اين كار همت گماردهاى بنابراين لازم بود شخصيتهاى مشرق و مغرب را بر معاويه گواه بگيرى و با نوشتارى از او تعهد بگيرى كه پس از وى خلافت از آن تو باشد، در اين صورت كار بر ما آسانتر بود، ولى معاويه شروطى را بين تو و خود برقرار كرد كه بدانها وفا ننمود و پس از امضاى قرار داد، بىدرنگ در حضور همگان اعلام كرد:
«من شروطى را پذيرفتهام و وعدههايى دادهام كه آتش جنگ فرو نشيند و