پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٥ - ٥ حركت معاويه به عراق و موضع امام عليه السلام
منبج[١] رسيد. در آنجا درنگ كرد و به سامان دادن امور سپاهيانش پرداخت ...[٢]
از سويى امام حسن عليه السّلام با آگاهى از حركت معاويه به سمت عراق، مردم كوفه را به جهاد و حضور در كارزار با معاويه برانگيخت و با اعزام حجر بن عدى وى را مأموريت داد تا به كارگزاران و مردم دستور دهد خود را آماده حركت سازند و منادى «الصلاة جامعة» اعلان نمود و مردم بىدرنگ اجتماع كردند و امام حسن عليه السّلام به منادى فرمود: هرگاه ديدى مردم به اندازه دلخواهت گرد آمدند، مرا خبر كن.
(پس از گردهمايى مردم) سعيد بن قيس همدانى حضور امام شرفياب شد و عرضه داشت. مىتوانيد تشريف فرما شويد، حضرت با حضور در آن جمع، بر فراز منبر رفت و حمد و ثناى خدا را به جاى آورد و فرمود:[٣]
اما بعد، خداى سبحان جهاد را بر آفريدگانش واجب ساخت و ان را اكراه ناميد، سپس به مؤمنان مبارز فرمود: (بردبارى پيشه كنيد كه خداوند با بردباران است) مردم! تا بر امورى كه از آن اكراه داريد، صبر و شكيبايى نكنيد، به آنچه دوست داريد دست نخواهيد يافت. شنيدهام معاويه خبر يافته ما تصميم حمله به او داريم به همين دليل خود را مهياى نبرد كرده است. بنابراين، شما نيز رهسپار اردوگاههاى خود در نخيله شويد، خداوند ما را مشمول رحمت خويش قرار دهد ...[٤]
مردم در پاسخ امام عليه السّلام سكوت كردند.
[١] . پل منبج، نام شهرى قديمى است كه فاصله ميان آن و حلب دو روز راه است.
[٢] . حياة الامام الحسن ٢/ ٧١.
[٣] . صلح امام حسن ٦٥ دار الغدير للطباعة و النشر- بيروت چاپ ١٩٧٣.
[٤] . اعيان الشيعه ٤/ ١٩.