پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٩ - ١ بيعت با امير مؤمنان عليه السلام
اتخاذ نكرد و امير المؤمنين عليه السّلام بر آنچه وى انجام مىداد آگاهى داشت چنان كه از موضع امويان و نتيجه كار طلحه و زبير و بيشتر قريشيان آگاه بود و موضع آنان را در قبال خود پس از بيعت، اينگونه وصف كرده بود:
خدايا! در مقابله با قريش از تو يارى مىجويم زيرا آنان پيوند خويشاوندىام را قطع و جام حقم را واژگون ساختند، آنگاه كه نگريستم ديدم براى ستيز با آنان يار و مدافعى جز اهل بيت خود ندارم.
در جاى ديگر فرمود:
مرا با قريش چه كار؟ به خدا سوگند! آنگاه كه كافر بودند با آنان پيكار نمودم و امروز نيز كه فريب خوردهاند با آنان مبارزه خواهم كرد، ديروز رويارويشان قرار داشتم و امروز نيز در برابرشان ايستادهام.
بههرحال، وقتى سعد بن ابى وقاص به بيعت فراخوانده شد هماهنگ با امويان از پذيرش آن سرباز زد و امير مؤمنان عليه السّلام او را به خود وانهاد و به شورشيان اجازه نداد با او درشتى كنند و زمانى كه عبد الله بن عمر به بيعت دعوت شد و از آن سر برتافت حضرت از او ضامنى خواست تا با كسى در توطئه بر ضد او همدست نشود وقتى عبد الله از معرفى ضامن خوددارى كرد، حضرت دست از او برداشت و به مردم فرمود: او را به خود وانهيد، خودم ضامن او هستم و سپس متوجه او شد و فرمود: از پيشم برو، از كودكىات تاكنون از اخلاق زشت و ناپسندت آگاهم.
با پايان پذيرفتن بيعت، امير المؤمنين عليه السّلام از همان روز نخست تمامى امكانات خود را براى اصلاح تبهكارىهاى حاشيهنشينان عثمان در همه امور دولت كه دستگاههاى حكومتى را سراسر به فساد و تباهى كشانده بودند، بسيج كرد. امام عليه السّلام لازم ديد ابتدا به حل مهمترين مشكلات ضرورى كه مردم