ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٧٥ - ابن تيميه و آيه «آن را تنها گوشهاى شنوا دريابد»
بين خود و خدا واسطه قرار مىدادند .... (به همين خاطر) جنگ با آنها (براى پيامبر جايز گشت. پس به همين سبب براى ما نيز جنگ با اينها (كسانى از مسلمانان كه صالحان را واسطه قرار مىدهند) جايز است». (كشف الشبهات، ص ٥- ٦». (ص ٣٦.)[١]
شيخ بعد از آن كه مىگويد: «اين مشركان (كفار قريش) شهادت بر اين مىدادند كه خالق يگانه خداست و شريكى ندارد كسى غير او رزق نمىدهد تنها او زنده مىكند و مىميراند و تدبير مىكند و تمام آسمانها و آنچه در آنهاست وزمين هشتگانه و آنچه در آنهاست همه بندگان خدا و زير تصرف و قدرت او هستند ....»[٢] مىگويد: «چون دانستى كه مشركان به خالق و رازق بودن خدا اقرار كردهاند، ولى (بدان كه) اين اقرار آنها را در توحيدى كه پيامبر به آن دعوت مىكرد داخل نكرد؛ زيرا توحيدى كه آنها مخالف آن بودند توحيد عبادى بود همان چيزى كه مشركان زمان ما آن را اعتقد ناميدهاند.[٣]
آنگاه ابن فرحان مىگويد: «اين تكفير روشن تمام علماى مسلمان زمانش ويا تكفير اكثر آنهاست ....»
سپس ابن فرحان جواب باطل بودن اين سخنانش را داده مىگويد: «اگر اينگونه نتيجهگيرى ممكن باشد بعضى از علما نيز در مورد شيخ و اصحابش گفتهاند كه آنها خوارج هستند. اين علما معقدند كه نشانههاى خوارج (به مانند تكفير مسلمين و مباح دانستن خون آنها و اينكه آنها در آخر زمان خواهند بود و از طرف مشرق خارج مىشوند و قرآن مىخوانند، ولى از هنجرهشان پايين نمىرود و ...) همه در وهابىها جمع شده است. اگر برابر دانستن وهابىها با خوارج از جانب مخالفان وهابيت ظلم باشد با وجود اين همه نشانههاى شباهت و مانندى در آن صورت برابر دانستن كفار قريش با مسلمين ظلمش بيشتر بوده و از حقيقت خيلى دورتر است ....» (ص ٤٢ تا ٤٤).
(بايد دقت داشته باشيم كه قرآن اين سخنان ابن عبد الوهاب را تكذيب مىكند. هرگز پيامبر با مشركين به خاطر اينكه كسى را واسطه قرار مىدادند جنگ نكردهاند و اين و امثال اينها كه گفت دورغهاى بزرگى است).
خداوند در قرآن از زبان مشركان مىفرمايد: «ما يهلكنا الا الدهر»[٤] ما را چيزى غير از روزگار نمىميراند.
ولى ابن عبدالوهاب مىگويد: «آنها معتقد بودند كه كسى غير از خدا نمىتواند زنده كند و بميراند. اين آيه نمونهاى است براى شناخت دروغگويى او. اما درواسطه گرفتن مشركين نيز قرآن از زبان مشركين مىفرمايد:
[١] . ابن فرحان در پاورقى صحفه ٤١ مىگويد:« نتيجه اين تكفيرهاى شيخ را در اينترنت سلفىها ديديم. اين برادران غلات ما در بارهاى شهداى فلسطين گفتهاند:« چه فرقى دارد اگر كفّار( يهود) بدعتگزاران( اهل سنت) را بكشند؟». اين غلات در گذشته در باره مجاهدين باسنى نيز گفته بودند:« آنها صوفى هستند و چه اشكالى دارد اگر كافران چنين مشركانى را بكشند« اگر بخواهم در مورد اين كه وهابىها يهود و نصارى را از مسلمانان مخالف خود برتر مىدانند نقل كنم اين نوشتار به آخر نمىرسد. نمونههايى از اين ديدگاه آنها را در كتاب« قرائة فى كتب العقائد» ذكر كردم كه اگر خواستى به آنجا مراجعه كن.
[٢] . كشف الشبهات، ص ٧.
[٣] . كشف الشبهات، ص ٩.
[٤] . سوره جاثيه، آيه ٢٤.