ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٠١ - ابن تيميه و آيه «آن را تنها گوشهاى شنوا دريابد»
ذهبى ويافعى در كتابهاى خود بكرى را «امام جليل القدر وزاهد و با هوش» وصف كردهاند. اما ابن كثير به او طعن زده است، چون مخالف استادش بوده است.
١٤. فخر ابن معلم شافعى (متوفاى سال ٧٢٥ ه. ق.)
او كتابى به نام «نجم المهتدى و رجم المعتدى» را بر رد ابن تيميه نوشته است.[١]
١٥. قاضى القضات محمد ابن على زملكانى شافعى (متوفاى سال ٧٢٧ ه. ق.)
او شفته ابن تيميه بود، ولى بعداً از او دورى كرد و دو كتاب بر رد وى نوشت.[٢]
ابن كثير مىگويد: «از نيتهاى خبيث زملكانى اين بود كه مىخواست برگردد به شام و ابن تيميه را آزار دهد كه خدا به آرزويش نرسانيد و پيش از رسيدن به آنجا با دعا و نفرين ابن تيميه از دنيا رفت.»[٣] حال آنكه ابن حجر مىگويد: او مسموم از دنيا رفت (وشايد هواداران ابن تيميه مانند ابن كثير او را مسموم كردهاند.) و ذهبى در مورد او گفته است: عالم عصر و امير شوافع. ابن حجر نيز خيلى او را ستوده است.[٤] ولى ابن كثير او را به راحتى متهم مىكند؛ زيرا مخالف استاد كذابش بوده است.
١٦. ابراهيم بن عبد الرحمن فزارى شافعى (متوفاى سال ٧٢٩ ه. ق.)
[١] . سيف الصقيل سبكى، ص ١٥٢؛ السلفية الوهابية افكاره الاساسية حسن سقاف، ص ١٣٥.
[٢] . درر الكامنة، ج ٤، ص ٧٥.
[٣] . تاريخ ابن كثير، ج ١٤، ص ١٥٢.
[٤] . درر الكامنه، ج ١، ص ٣٤.