ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٠٢ - ابن تيميه و آيه «آن را تنها گوشهاى شنوا دريابد»
ابن حجر او را از مخالفان ابن تيميه خوانده است.[١]
١٧. على اسماعيل قونوى شافعى (متوفاى سال ٧٢٩ ه. ق.)
حصنى دمشقى در بارهاى او مىگويد: «او امام، علامه و شيخ الاسلام در زمانش بود.»[٢]
قونوى در باره ابن تيميه مىگويد: «او از جاهلانى است كه نمىفهمد چه مىگويد. او اين مثال تفرقهاندازى را از استاد يهودى پست و ذليلش كه به ظاهر مسلمان شده بود گرفته است ....»[٣]
١٨. عماد الدين ابو الفدا اسماعيل بن على بن محمود (متوفاى يال ٧٣٢ ه. ق)
او در كتاب «المختص فى اخبار البشر» ج ٢، ص ٣٩٢، مىگويد: «ابن تيميه در سال ٧٠٥ ه- به دمشق احضار شده و به خاطر عقيدهاش كه خدا را جسم معرفى مىكرد مؤاخذه و تنبيه شد.»
١٩. مفتى و محدث شهاب الدين احمد بن يحيى بن اسماعيل حلبى (متوفاى ٧٣٣ ه. ق.)
شمسالدين ذهبى در مورد او مىگويد: «علامه، مفتى مسلمين.»[٤]
سبكى در كتاب «طبقات الشافعيه» كتابى را نام برده كه در آن مفتى شهاب الدين در موضوع «جهت» به ابن تيميه رد نوشته است.
٢٠. شهاب الدين بن احمد بن عبد الوهاب بكرى (متوفاى ٧٣٣ ه. ق.)
او در كتاب «نهاية العرب»، صفحه ١٦٠، گفته است: «ابن تيميه فتوا داده است كه نه زيارت قبر پيامبر جايز است و نه قبر ابراهيم و ديگر انبيا و اوليا. و شاگردش
[١] . درر الكامنه، ج ٢، ص ٤١.
[٢] . زركلى وهابى مىگويد:« قونوى فقيه شافعى و قاضى شام بود».( الاعلام، ج ٤، ص ٢٦٤).
[٣] . دفع الشبه من شبه و تمرد، ص ٨٨.
[٤] . ذيل« تاريخ اسلام»، ص ٣٠٧.