ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٦١ - ابن تيميه و آيه «آن را تنها گوشهاى شنوا دريابد»
الملاحف المعصفرة، ونظرنا إلى الكواكب يضرب بعضها بعضا؛[١] به درستى كه پس از كشته شدن (امام) حسين آسمان هفت روز تاريك باقى ماند ووقتى كه در آن روز نماز عصر را خوانديم نگاه كرديم به خورشيد كه بر كنارهاى ديوارها تيره مىتابيد و در آن روز نگاه مىكرديم به ستاره كه گويا به يكديگر درگير بودند و به يكديگر مىزدند.»
١٠. «وقتى كه (امام) حسين كشته شد خورشيد گرفت و نورش از بين رفت تا اينكه ستارهها در نصف روز آشكار شدند و ما گمان كرديم كه آن خورشيد است.»[٢] هيثمى سند اين خبر را صحيح دانسته است.
١١. نضرة الازدية، قالت: لما أن قتل الحسين، مطرت السماء ماء، فأصبحت و كل شئ لنا ملآن دما؛[٣] وقتى كه (امام) حسين كشته شدند از آسمان آب (خون) باريد و ما صبح كرديم در حالى كه همه چيز براى ما پر از خون شده بود.»
١٢. عن امسلمة قالت: لما قتل الحسين مطرنا دما؛[٤] وقتى (امام) حسين كشته شد بر ما باران خون باريد.
١٣. سليم القاضي، قال: مطرنا دماً أيام قتل الحسين؛[٥] روزى كه حسين كشته شد بر ما خون باريد.
١٤. جعفر بن سليمان الضبعي: حدثتني خالتي امسالم قالت: لما قتل الحسين، مطرنا مطرا كالدم على البيوت و الجدار؛[٦] روزى كه حسين كشته شد براى ما باران باريد كه مانند خون بود.
١٥. ابوسعيد خدرى مىگويد: ما رفع الحجر فى الدنيا لما قتل الحسين الا وتحته دم عبيط، و لقد مطرت السماء دما بقى اثره فى الثياب مدة حتى تقطعت؛[٧] در دنيا زمانى كه (امام) حسين كشته شد سنگى برداشته نشد، مگر اين كه زير آن خون بود. همانا آسمان خون باريد تا جايى كه اثر آن مدتى در لباسها باقى ماند.
١٦. ام حيان و ابن شهاب زهرى گفتهاند: «در روزى كه (امام) حسين كشته شد هيچ سنگى در شام برداشته نمىشد مگر اينكه زير آن سنگ خون بود.»[٨] هيثمى رجال سند زهرى را ثقات دانسته است.
١٧. عن الزهري قال: ما رفع بالشام حجر يوم قتل الحسين بن علي إلا عن دم؛[٩] باز هم ابن شهاب زهرى مىگويد: «زمانى كه (امام) حسين كشته شد
[١] . معجم الكبير، ح ٢٨٣٩؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٤، ص ٢٤٢؛ سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٣١٢؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٩٧.
[٢] . معجم الكبير؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٩٧ و ديگران.
[٣] . الثقات ابن حبان، ج ٥، ص ٤٨٧، ح ٥٨٦٢؛ تاريخ ابن عساكر، ج ١٤، ص ٢٢٧؛ تاريخ اسلام، ج ٤، ص ١٨؛ تهذيب الكمال، ج ٦، ص ٤٤٤؛ سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٣١٢.
[٤] . سبل الهدى والرشاد، ج ١١، ص ٨٠ ..
[٥] . الجرح والتعديل، ج ٤، ص ٢١٦، شرح رقم ٩٤١؛ تفسير ثعلبى، ج ١٢، ص ١٢١؛ ذيل آيه« فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَآءُ والأرض»؛ تفسير قرطبى، ج ١٦، ص ١٤١.
[٦] . تاريخ ابن عساكر، ج ١٤، ص ٢٢٩؛ سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٣١٢ شرح حال امام حسين عليه السلام.
[٧] . نظم درر السمطين زرندى حنفى، ص ٢٢١.
[٨] . معجم الكبير، ج ٣، ص ١١٣، ح ٢٨٣٤ و ٢٨٣٥؛ تاريخ ابن عساكر، ج ١٤، ص ٢٢٩؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٩٦.
[٩] . معجم الكبير، ج ٣، ص ١١٣، ح ٢٨٣٤ و ٢٨٥٦؛ طبقات الكبرى، ج ١، ص ١٦٣؛ معرفة الصحابه، ج ٥، ص ٣٢٩، ح ١٦٨٣؛ تهذيب التهذيب، ج ٢، ص ٣٥٣، تاريخ الاسلام، ج ٤، ص ١٧؛ سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٣١٤؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٩٧.