ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٩٢ - ابن تيميه و تكذيب حديث «على ولى تمام مؤمنان بعد از من است»
اين سند صحيح است و از امير المؤمنين عليه السلام با همين لفظ ديگران نيز با سند ديگر كه حسن است، اين حديث را روايت كردهاند.[١]
٣. عبدالله بن الارقم (يا رقيم) مىگويد: با مردانى از اهل كوفه به مدينه آمديم و با سعد بن ابىوقاص برخورديم. من نزديكترين فرد به او بودم و او از على پرسيد و گفت: على را چگونه ديديم و آيا شنيديد كه مرا ياد كند؟ گفتيم: اما با اسمت نه، ولى از او شنيديم كه مىفرمود: از فتنهاى اخنس بپرهيزيد. گفت: آيا مرا نام برد؟ گفتيم: نه. گفت: اخنس بسيار است و من پيوسته او را دوست دارم از زمانى كه سه چيز در مورد او از پيامبر صلى الله عليه وآله شنيدم. همانا پيامبر صلى الله عليه وآله ابوبكر را با آيات برائت فرستاد، سپس على را به دنبال او فرستاد وعلى مأموريت را از او گرفت و ابوبكر ناراحت و شكسته حال برگشت. پيامبر صلى الله عليه وآله فرمودند: از طرف من كسى (مأموريت) را انجام نمىدهد مگر مردى از اهلم و همه دربها را بر مسجد بست جز درب خانه على و در مقام پاسخ و شكايات فرمود: من كارى نكردم، بلكه به چيزى امر شدم و به آن عمل كردم و در غزوه تبوك فرمود: آيا راضى نيستى كه براى من به منزله هارون نسبت به موسى باشى مگر اينكه تو پيامبر نيستى![٢]
اين حديث با چندين سند روايت شده است و لفظ مذكور از ابن ابىعاصم است و هر دو سند ابن ابىعاصم صحيح است و نسائى مختصر داستان برائت و برگشتن ابوبكر را نقل كرده است.
[١] . مسند احمد، ج ١، ص ١٥١، ح ١٢٩٦؛ مجمع الزوائد، ج ٧، ص ٢٩؛ تاريخ ابن كثير، ج ٧، ص ٣٩٤؛ كنز العمال ج ٢، ح ٤٤٠٠، از ابوشيخ و ابن مردويه.
[٢] . السنة بن أبى عاصم ٥٩٥ ح ١٣٨٤ و ١٣٨٥؛ ظلال الجنه البانى، ج ٢، ص ٤١٢؛ سنن الكبرى نسائى، ج ٥، ص ١٢٩، ح ٨٤٦٢؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٤٢، ص ١١٧ با سند ديگر.