ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٦ - حديث متواتر و پرهيز از حرام
«اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ.» راويان حديث غدير همراه با عبارات فوق عبارتاند از
امير المؤمنين، امام حسن و امام حسين عليهم السلام، فاطمه زهرا عليها السلام، ابن عباس، عمار، جابر بن عبد الله، عمر بن خطاب، ابوايوب انصارى، ابوهريره، برّاء بن عازب، زيد بن ارقم، سعد بن ابىوقاص، ابوسعيد خدرى، حذيفه بن اسيد، عامر بن واثله، عامر بن ليلى، ابن عمر، يعلى بن مرّه، عمار خزرجى، جرير بن عبد الله، ابو جنيد، حبّة بن جوين و حبشى بن جناده.[١]
همچنين در روز مناشده امير المؤمنين عليه السلام در رحبه نيز خيلى از صحابه گواهى دادند كه اين حديث را با همين لفظ از زبان پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله شنيدهاند كه ما به آنها نيز اشاره مىكنيم. چنين روايت شده است:
على بن ابى طالب در رحبه كوفه با سوگند دادن از اصحاب خواست هر كه در روز غدير خم سخن پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه وآله را شنيده است برخيزد و گواهى دهد. آنگاه از طرف سعد شش نفر و از طرف زيد شش نفر برخاستند
وگواهى دادند كه آنها در روز غدير خم از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله شنيدند كه آن حضرت فرمود: «آيا من بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم؟» همه گفتند: «آرى، هستيد.» حضرت فرمودند: «هر كه من مولاى او هستم پس على مولاى است؛ خدايا، دوست بدار هر كسى را كه على را دوست دارد و دشمن بدار هر كسى را كه با على دشمنى مىكند.»
راويان اين حديث عبارتاند از: امام حسين عليه السلام، ابن عباس، عامر بن واثله، زيد بن ارقم، حارثه، سعيد بن وهب، عمر بن سعد، زيد بن يثيع، ابن نباته، يعلى بن مرّه، عبدالرحان بن ابو ليلى، شقيق بن سلمه، عمير بن سعد و عمرو بن ضميره.[٢]
چنان كه مشاهده مىكنيد اين عبارت حديث نيز قطعا متواتر و صدورش از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله قطعى است، ولى چون در فضل امير المؤمنين عليه السلام است و مورد پسند ابن تيميه نيست، بايد آن را مخالف با اصل اسلام به شمار آورد.
چنانكه ملاحظه شد ابن تيميه مىگويد: «اين حديث به اتفاق آگاهان به حديث كذب ودروغ است.» معلوم نيست كه ابن تيميه اين اتفاق را از كجا آورده است؟
امروزه اكثر وهابىها با پيروى از امام كذابشان اين قسمت حديث را تكذيب ويا غير صحيح معرفى مىكنند، ولى البانى در كتاب «احاديث صحيحه» آن را صحيح دانسته وابن تيميه را به خاطر رد آن مذمت كرده است.
[١] . مسند احمد، ج ١، ص ١١٨ و ١٥٢ و ١٩٩، ح ٩٥٠ و ٩٥١ و ٩٥٢ و ٩٦١ و ٩٦٤ و ١٣١٠، ج ٤، ص ٢٨١ و ٣٦٨ و ٣٧٠ و ٣٧٢ و ٣٧٤، ج ٥، ص ٣٧٠، ح ٢٣١٩٢؛ مصنف ابن ابىشيبه، ج ١٢، ص ٥٩ و ٦٠ و ٦١ و ٦٧ و ٧٨ و ٨٤؛ سنن الكبرى نسائى، ح ٥، ص ٤٥ و ١٣٠ و ١٣٢ و ١٣٤، ح ٨١٤٥ و ٨٤٦٤ و ٨٤٧٣ و ٨٤٧٨ و ٨٤٧٩ و ٨٤٨٠ و ٨٤٨١ و ٨٤٨٣ و ٨٤٨٣ و ٨٤٨٤ و ٨٥٤٢؛ مسند بزار، ج ٢، ص ١٣٣ و ٢٣٥، ج ٣، ص ٣٥؛ مسند ابو يعلى، ج ١، ص ٤٢٨، ج ١١، ص ٣٠٧؛ سنن ابن ماجه، ج ١، ص ٤٣، ح ١١٦؛ معجم الكبير، ج ٢، ص ٣٥٧، ج ٣، ص ١٨٠، ج ٤، ص ١١٧ و ١٧٤، ج ٥، ص ١٦٦ و ١٦٧ و ١٧٠ و ١٩٢ و ١٩٤ و ٢٠٤، ج ١٢، ص ٩٥؛ سنن ابن ماجه، ج ١، ص ٤٣، ح ١١٦؛ صحيح ابن حبان، ج ١٥، ص ٣٧٦، ح ٦٩٣١؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ١٠٩ و ١١٦ و ٣٧١؛ مجمع الزوائد، ج ٧، ص ١٧، ج ٩، ص ١٠٤ تا ١٠٨ و ديگران.
[٢] . مسند احمد، ج ١، ص ١١٨ و ١١٩ و ١٣٥ و ١٨٩ و ١٩١ و ١٤٢ و ٢٦٣، ج ٤، ص ٣٧٠، ج ٥، ص ٣٦٦ و ٣٧٠ و ٤٩٨؛ سنن نسائى، ج ٥، ص ١٣١ و ١٣٢ و ١٥٤، ح ٨٤٧٢ و ٨٤٧٣ و ٨٤٨٣؛ معجم الكبير، ج ٥، ص ١٧١ و ١٧٥ و ١٩١، ح ٤٩٧٠ و ٤٩٨٥ و ٤٩٩٦ و ٥٠٥٨؛ مسند بزار، ج ٣، ص ١٩٠، ح ٧٨٦ و ٢٥٣٨ و ٢٥٣٩ و ٢٥٤١؛ مصنف، ابن ابو شيبه، ج ١٢، ص ٦٨، ح ١٢١٤١؛ سلسله احاديث صحيحه البانى، ج ٤، ص ٣٣١ و ٣٣٣؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٠٥ و ١٠٧؛ المختاره مقدسى، ح ٤٩٧ و ٤٨٠ و ٤٨١ و غيره.