ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٣٧ - ابن تيميه و آيه «آن را تنها گوشهاى شنوا دريابد»
رجل عرف ذلك فمن زعم من علماء العارض أنه عرف معنى لا إله إلا الله أو عرف معنى الإسلام قبل هذا الوقت أو زعم عن مشايخه أن أحدا عرف ذلك فقد كذب وافترى و لبس على الناس و مدح نفسه بما ليس فيه؛[١] من در مورد خودم به شما خبر مىدهم. به خدايى كه جز او خدايى نيست سوگند ياد مىكنم كه همانا من طلب علم كردم وهر كه مرا مىشناخت گمان مىكرد كه من صاحب معرفتم وحال آنكه من در آن وقت (يعنى قبل از اين عقايدى كه امروز ابراز مىدارم) معناى «لا اله الّا الله» را نمىدانستم و قبل از اين خيرى كه خداوند امروز به من عطا فرمود دين اسلام را نمىشناختم. در بين اساتيدم نيز هيچ كسى نبود كه اين معنا را (كه امروز من درك كردهام) درك كند. پس هر كه از علما گمان كند كه پيش از اين وقت (پيش از زمان او و تعليم عقايد او ومشرك دانستن مسلمين توسط وى) معناى «لا اله الّا الله» و يا معناى اسلام را فهميده و شناخته است ويا گمان كند كه كسى از اساتيدش معناى آن را فهميدهاند، حتماً دروغ گفته ومردم را فريب داده وخودش را به چيزى ستوده كه اهل آن نيست».
بايد دقت داشته باشيم كه اين سخن ابن عبد الوهاب شامل همهاى امت اسلامى و حتى پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله مىشود؛ چون چيزهايى را كه او منكر شده قرآن و سنت اجازه داده وهمه امت اسلامى معتقد بر جواز آنها بودهاند.
باز محمد بن عبدالوهاب خطاب به مسلمين و علماى زمانش مىگويد:
وأنتم تقرون: أن الكلام الذي بينته، في معنى لا إله إلا الله، هو الحق الذي لا ريب فيه، فيا سبحان الله! إذا كنتم تقرون بهذا، فرجل بين الله به دين
[١] . درر السنية فى الكتب النجدية، ج ١٠، ص ٥١ و ج ١٣، ص ٤٨.