ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٨٩ - ابن تيميه و تكذيب وجود خليفه اول در جيش اسامه
ابوقتاده مىگويد: ... مردم روز حنين فرار كردند و من نيز همراه آنها فرار كردم. به ناگاه در بين مردم عمر بن خطاب را ديدم و به او گفتم: به مردم چه شده است؟ گفت: كار خداست. سپس مردم به سوى پيامبر صلى الله عليه وآله برگشتند.[١]
بخارى در مصدر اولى كه ذكر كرديم خبر را كامل نقل كرده است و در بقيه او وابن كثير و بقيه نيز خبر را يك نوع با تصرف ناقص نقل كردهاند.
باز نقل كردهاند كه: مسلمين روز حنين فرار كردند و همراه پيامبر صلى الله عليه وآله جز ده نفر كسى باقى نماند و گفته شده كه نه نفر كه عبارتاند از: على، عباس، ابوسفيان بن حارث، نوفل، ربيعه بن حارث، عتبه، معتب بن ابىلهب، فضل بن عباس و ابن زبير و گفته شده كه ايمن بن امايمن نيز فرار نكرده است.[٢]
اما خيبر
چنانكه اشاره شد ابن تيميه گفت: كذابين گفتهاند ابوبكر و عمر روز خيبر پرچم را گرفتند و بدون پيروزى برگشتند و سخنان ديگر كه گذشت. اما برخى سخنان ديگر او در مورد خيبر:
ابن تيميه مىگويد: «در روز خيبر پرچم قبل از على، نه به ابوبكر داده شده بود و نه به عمر. هيچ يك از آن دو به آن نزديك هم نشدند. اين از دروغهاست.[٣]
[١] ؛ صحيح بخارى، ج ٤، ص ١٥٧٠، ح ٤٠٦٧ و ٤٠٦٦، ج ٣، ص ١١٤٤، ح ٢٩٧٣؛ سنن ابوداود، ج ٢، ص ٧٧، ح ٢٧١٧؛ صحيح ابن حبان، ج ٢٠، ص ١٢٦، ح ٤٨٩٢ و ٤٩٢٧؛ تاريخ ابن كثير، ج ٤، ص ٣٢٩.
[٢] . تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ٦٢؛ انساب الاشراف، ج ١، ص ٦٢؛ تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٢٧؛ الاستيعاب، شرح حال عباس و همچنين شرح حال ايمد، ج ١، ص ٦٢؛ تفسير فخر رازى، ج ١٦، ص ٢٢.
[٣] . منهاج السنة، ج ٧، ص ٣٦٥.