ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٤٢ - ابن تيميه و تكذيب وجود خليفه اول در جيش اسامه
مشورت نمود و عبدالرحمن بن عوف گفت: كمترين حد هشتاد تاست و عمر امر كرد تا هشتاد تازيانه زدند.[١]
٦. زنى را به نزد عمر بن خطاب آوردند كه در شش ماه بچه به دنيا آورده بود. خليفه دوم خواست وى را سنگسار كند خبر به اميرالمؤمنين عليه السلام رسيد فرمود: بر او رجمى نيست. عمر علتش را سؤال كرد. اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: قرآن مىفرمايد: مادران، اولاد خود را دو سال كامل شير مىدهند[٢] و فرمود: حمل و مدت شيرخوارى سى ماه است.[٣] پس شش ماه حملش و دو سال شيرخوارگى و براى وى حد و رجمى نخواهد بود. عمر گفت: اگر على نبود قطعا عمر هلاك شده بود.[٤]
٧. ابوبكر در خمر چهل ضربه شلاق زد. سپس عمر در صدر خلافتش چهل ضربه شلاق و سپس در آخر خلافتش هشتاد ضربه شلاق زد و عثمان هر دو حد را جارى كرد و معاويه امر را در هشتاد قرار داد و ثابت گردانيد.[٥] البانى سند اين خبر را صحيح دانسته است.
[١] . مسند احمد، ج ٣، ص ١٧٦، ح ١٢٨٢٨ و ١٣٩٠٧؛ صحيح مسلم، ج ٥، ص ١٢٥، ح ٤٥٤٩ الى ٤٥٥٣؛ صحيح بخارى و ديگران.
[٢] . بقره، ٢٣٣.
[٣] . احقاف، ١٥.
[٤] . الاستيعاب، ج ١، ص ٣٣٩؛ مصنف عبدالرزاق، ج ٧، ص ٣٤٩، ح ١٣٤٤٣ و ١٣٤٤٤؛ تفسير ابن ابىحاتم، ج ٨، ص ٣٤٢؛ سنن بيهقى ج ٢، ص ١٨٢، و ديگران. بخارى نيز با حذف داستان اين تذكر اميرالمؤمنين عليه السلام به عمر بن خطاب را در صحيحش وارد كرده است كه ما در كتاب« امام بخارى وجايگاه صحيحش» بيان كردهييم.
[٥] . سنن ابىداود، ج ٢، ص ٥٧٢، ح ٤٤٧٧.