ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٨٦ - ابن تيميه و آيه «آن را تنها گوشهاى شنوا دريابد»
لازم به يادآورى است كه «حد» داشتن يعنى قد و قامت داشتن است و هر كه داراى حد است حتماً جسم است، حال آنكه امت اسلامى به اتفاق جسم بودن خداوند را رد كرده و حتى آنرا شرك مىدانند. پس ابن تيميه با اين سخن خود هم سعى دارد خداوند را جسم معرفى كند و هم امت اسلامى را به كفر ورزيدن به قرآن متهم كرده است.
ابن تيميه و مسأله قديم بودن عالم
ابن تيميه معتقد است عالم قديم است. حسن سقاف اين مطلب را از چندين كتاب ابن تيميه نقل كرده است[١] و ابن حجر نيز به آن اشاره كرده و مىگويد: «اين از زشتترين مسألهاى است كه به ابن تيميه نسبت داده شده است.»[٢]
ابن تيميه به خاطر اثبات چنين عقيدهاى باطلش خواسته است حديث صحيح را تضعيف كند كه در آن پيامبر صلى الله عليه وآله فرمودهاند: «خداوند موجود بود آن موقعى كه هيچ چيزى همراه او موجود نبود» (يا چيزى غير از او نبود.)[٣]
البانى در دو كتاب خود: «احاديث صحيحه» جلد ١، ص ٢٠٨ و «شرح عقيده طحاويه» ص ٣٥، بر ابن تيميه رد نوشته و آرزو كرده است كه كاش ابن تيميه وارد اين بحث نمىشد و اين سخن را نمىگفت؛ زيرا اين از جنس كلام فلاسفه است.
[١] . از جمله از كتاب« حاشيه منهاج السنة»، ج ١، ص ١٠٩ و شرح حديث عمران، ص ١٩٣.
[٢] . فتح البارى، ج ١٣، ص ٣٤.
[٣] . صحيح بخارى، ج ٤، ٧٣؛ صحيح ابن حبان، ج ١٤، ص ١١؛ سنن الكبرى نسائى، ج ٦، ص ٣٦٣، ح ١١٢٤٠؛ تفسير طبرى، ج ١٢، ص ٨؛ اين حديث را بريده و عمران روايت كردهاند.