ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٥٧ - ابن تيميه و تكذيب وجود خليفه اول در جيش اسامه
چنانكه حاكم و ذهبى تصريح كردهاند و تنها در حديث محمد بن طلحه، او خليفه دوم را درك نكرده است.
٣. به عمر بن خطاب گفته شد: براى پس از خود خليفه تعيين كن، گفت: اگر خليفه بگذارم كسى كه برتر از من است خليفه گذاشته و آن ابوبكر است و اگر خليفه نگذارم نيز كسى كه برتر از من است خليفه نگذاشته و آن پيامبر صلى الله عليه وآله است.[١]
٤. ابن ابى مليكه مىگويد: شنيدم كه از عائشه سؤال شد: پيامبر صلى الله عليه وآله اگر كسى را خليفه قرار مىداد چه كسى بود؟ گفت: ابوبكر، بعد از او عمر و بعد از او ابوعبيده جراح.[٢]
٥. عبدالله بن شقيق مىگويد: به عائشه گفتم: كدام يك از اصحاب نزد پيامبر صلى الله عليه وآله محبوبتر بودند؟ گفت: ابوبكر، سپس عمر، سپس ابوعبيده و بعد سكوت نمود.[٣] ترمذى، البانى و شعيب ارنؤوط سند اين خبر را صحيح دانستهاند. عين اين خبر از عمرو بن عاص نيز نقل شده است كه امام بخارىو امثال وى با حذف اسم ابوعبيده آن را روايت كردهاند.
٦. عمر بن خطاب قبل از مرگ مىگفت: اگر ابوعبيده جراح را درك مىكردم، (اگر او زنده بود) حتما او را خليفه قرار مىدادم ... و اگر سالم غلام ابوحذيفه را درك مىكردم، حتما او را خليفه قرار مىدادم ... اگر معاذ بن جبل را درك مىكردم، حتما اورا خليفه قرار
[١] . صحيح بخارى، ج ٦، ص ٢٦٣٨، ح ٦٧٩٢؛ صحيح مسلم، ج ٦، ص ٤، ح ٤٨١٧؛ و ديگران.
[٢] صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٥٦، ح ٢٣٨٥؛ مصنف ابن ابىشيبه، ج ٧، ص ٤٣٣، ح ٣٧٠٥٢؛ سنن الكبرى نسائى، ج ٥، ص ٥٧، ح ٨٢٠٢.
[٣] . سنن ترمذى، ج ٥، ص ٦٠٧، ح ٣٦٥٧؛ سنن ابن ماجه، ج ١، ص ٣٨، ح ١٠٢؛ مسند احمد، ج ٦، ص ٢١٨، ح ٢٥٨٧١؛ سنن الكبرى نسائى، ج ٥، ص ٥٧، ح ٨٢٠١.