ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٦٨ - ابن تيميه و آيه «آن را تنها گوشهاى شنوا دريابد»
٢. در مسأله توسل و تبرك خود را هم عقيده ابن عبد الوهاب خوانده است. اين در حالى است كه هيچ يك از اهل سنت با تبرك و توسل مخالفت نكردهاند، به جز اينكه ابن تيميه و البانى مكروه دانستن آن را به ابوحنيفه نسبت دادهاند، ولى علماى حنفى آن را رد كردهاند.
٣. او در نوشتههايش بعضى از وهابيان را به واژه «غلات ما» تعبير كرده كه اين خود وهابى بودن او را ثابت مىكند با اين تفاوت كه او وهابى معتدل است وخطابش به وهابىهاى افراطى و غالى است.
٤. دو مرتبه اشاره كرده كه ابن عبد الوهاب بر گردن همهاى ما (مردم عربستان) حق دارد.
٥. مىگويد: «ابن عبد الوهاب توحيد خالص را به بار آورد». اما در كتاب ديگرش به نام «قرائةٌ فى كتب العقائد» (كه چهار سال پيش از اين كتاب چاپ شده است) در صحفه ١٧ مىگويد: «لازم است من تأكيد كنم كه من مسلمان سنى سلفى حنبلى هستم و اين تناقضى ندارد كه عقيده سلفىها و حنبلىها را نقد نمايم. و اين تصريح است و جابن ابن فرحان بر وهابى بودنش.
جالب اينجاست كه ابن فرحان به روشنى در كتاب «قرائة فى كتب العقائد» هنگام نقل مقاله منصور بن ابراهيم (كه او نيز از كسانى است كه از تندروى به ميانهروى برگشتهاند) مىگويد: «او (يعنى منصور بن ابراهيم) در گذشته از غاليان حنابله بود كه سپس خداوند او را به ميانهروى هدايت كرد. همهاى ما غالى بوديم وخدا را به خاطر هدايتش (از غالگى به ميانهروى) حمد و ستايش مىكنيم.»[١]
[١] . قرائة فى كتب العقائد، پاورقى صفحه ٢٣٤.