ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٤٨ - ابن تيميه و آيه «آن را تنها گوشهاى شنوا دريابد»
ديگرى كه پس از حادثه كربلا رخ داده است اشاره مىكنيم تا عظمت حركت امام حسين عليه السلام روشن گردد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وبوسه بر خاك كربلا
در حديث صحيح از امسلمه (يكى از همسران پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله) روايت شده است كه مىگويد:
أن رسول الله صلى الله عليه وآله اضطجع ذات ليلة للنوم فاستيقظ و هو حائر ثم اضطجع فرقد ثم استيقظ و هو حائر دون ما رأيت به المرة الأولى ثم اضطجع فاستيقظ و في يده تربة حمراء يقبلها فقلت: ما هذه التربة يا رسول الله؟ قال: أخبرني جبريل عليه الصلاة السلام أن هذا يقتل بأرض العراق للحسين فقلت لجبريل أرني تربة الأرض التي يقتل بها فهذه تربتها؛[١] «همانا پيامبر صلى الله عليه وآله در آن روز براى خواب دراز كشيده بودند، پس با نگرانى بيدار شدند سپس باز خوابيدند و باز با نگرانى و حيرتزده بيدار شدند كه از بار اول فرق داشت. سپس باز خوابيدند و بيدار شدند در حالى كه در دستان آن حضرت صلى الله عليه وآله خاك بود و آن را مىبوسيدند. من گفتم: اين خاك چه است اى رسول خدا صلى الله عليه وآله؟ فرمودند: جبرئيل به من خبر داد كه همانا اين حسين در سرزمين عراق كشته مىشود. پس من به جبرئيل گفتم: خاك آن سرزمينى را كه حسين در آن كشته مىشود براى من نشان بده، و اين هم خاك آن سرزمين است.
اين خود نشانه عظمت اين قيام و حتى قداست زمينى را كه قيام در آن رخ داده، نشان مىدهد. يادآور مىشويم كه اين حديث را حاكم و ذهبى به شرط بخارى و مسلم صحيح دانستهاند. البانى برخى سندهاى اين حديث را در صحيحهاش وارد كرده و گفته است: در اين احاديث هيچگونه قداستى براى خاك كربلا ذكر نشده و .... ولى به اين حديث حديث اشاره نكرده و به پيروان مكتب اهل بيت عليه السلام حمله كرده است.
اخبار پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله از داستان كربلا و گريه بر امام حسين عليه السلام
اما احاديث ديگرى كه در اين زمينه وارد شده است:
١. ام سلمه مىگويد: «حسن و حسين در نزد پيامبر صلى الله عليه وآله، در خانه من بازى مىكردند كه جبرئيل نازل شد و گفت: اى محمد صلى الله عليه وآله به درستى كه امت تو اين فرزندت را پس از تو به قتل مىرسانند». پس از آن پيامبر صلى الله عليه وآله حسين را به سينه خود چسپانده شروع به گريه كردند. ام سلمه مىگويد: سپس پيامبر صلى الله عليه وآله خطاب به من فرمودند: اين خاك امانت است در نزد تو. آنگاه آن خاك را بوييده وفرمودند: بوى كربلا است. باز فرمودند: اى امسلمه! هر وقت اين خاك تبديل به خون شد، بدان كه پسرم حسين كشته شده است. من آن خاك را در شيشه گذاشتم. سپس به آن نگاه كرده مىگفتم: «به درستى كه آن روزى كه اين خاك تبديل به خون مىشود روزى بزرگى خواهد بود.»[٢]
[١] . المستدرك على الصحيحين، ج ٤، ص ٤٩٨، ح ٨٢٠٢؛ معجم الكبير، ج ٢٣، ٣٠٨.
[٢] . معجم الكبير؛ ج ١، ص ٤٦٧؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٨٩؛ خصائص الكبرى، ج ٢، ص ١٩٠؛ احاديث صحيحه البانى، ج ٣، ص ٢٤٥، ح ١١٧١.