ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٤٣ - ابن تيميه و تكذيب وجود خليفه اول در جيش اسامه
٨. زن ديوانهاى مرتكب زنا شده بود و عمر پس از مشورت امر كرد تا رجمش كنند. على عليه السلام بر آنها عبور كرد و پرسيد كه چه خبر است؟ گفتند: زن ديوانه زنا كرده و عمر امر كرد تا رجم شود. اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: او را برگردانيد. سپس به عمر گفت: مگر نمىدانى كه قلم از سه دسته برداشته شده است: از ديوانه تا اينكه خوب شود و خواب تا بيدار شود و از بچه تا بالغ شود.[١] (حاكم، ذهبى و البانى اين خبر را صحيح دانستهاند.)
٩. عمر بن خطاب گفت: سه چيز است كه اگر پيامبر صلى الله عليه وآله آنها را براى ما بيان كرده بود براى من بهتر از دنيا و ما فيها بود: مسأله خلافت، كلاله و ربا.[٢] (حاكم و ذهبى به شرط شيخين سند اين خبر را صحيح دانستهاند.)
١٠. عمر بن خطاب در نماز هيچ سورهاى نخواند. به او گفتند كه چيزى نخواندى. گفت: ركوع و سجده چگونه بود؟ گفتند: خوب بود. گفت: پس مشكلى ندارد.[٣]
اين عمل از خليفه دوم چندين مرتبه سر زده است. در داستان ديگرى مىگويند: خليفه دوم در ركعت اول سوره نخواند و در ركعت دوم فاتحه را دو بار خواند و سجده سهو انجام داد. ابن حجر پس از صحيح خواندن اين خبر مىگويد: گويا اين مذهب عمر بود.[٤]
اين تنها برخى نمونه از علم و فتواى خليفه دوم بود كه همگى احاديثى را كه ابن تيميه با بىحيايى به آنها چنگ مىزند تكذيب كرده و بىاساسى آنها را ثابت مىكند. البته در
[١] . صحيح بخارى، ج ٦، ص ٢٤٩٨، با اختصار بدون اشاره به داستان؛ سنن ابىداود ج ٢، ص ٥٤٥، ح ٤٣٩٩؛ ارواء الغليل، ج ٢، ص ٥، از ابن حبان و ابن خزيمه و حاكم و ... مسند احمد.
[٢] . مصنف بن ابىشيبه، ج ٤، ص ٤٤٨، ح ٢٢٠٠٢؛ مصنف عبدالرزاق، ج ١٠، ص ٣٠٢، ح ١٩١٨٤؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٢، ص ٣٣٣، ح ٣١٨٨؛ تفسير ابن كثير، ج ١، ص ٦٠٨.
[٣] . الام، ج ٧، ص ٢٥١؛ مصنف ابن ابىشيبه، ج ٢، ص ٣٤٧ و ٣٨١؛ مصنف عبدالرزاق، ج ٢، ص ١٢٥، ح ٢٧٥٥؛ سنن بيهقى؛ فتح البارى و ....
[٤] . فتح البارى، ج ٣، ص ٧١.