ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٠٤ - ابن تيميه و آيه «آن را تنها گوشهاى شنوا دريابد»
بازگو كند من آن را عيب نخواهم نمود؛ همان طورى كه اگر كسى بگويد عمر نزد من برتر از على و ابوبكر است، بر او سخت نمىگرفتم.
عبدالرزاق مىگويد: اين داستان را به وكيع بن جراح گفتم. وكيع چنين چيزى را از سفيان حيرتآور دانست، خنديد و گفت: سفيان نزد ما به اين حدى نرسيده بود، اما معلوم مىشود او به معمر چيزهايى را بازگو مىكرده است كه به ما آنها را اظهار نكرده است.[١]
اين افراد شيعيان متقدم هستند واز آن ظاهر مىشود كه ابن تيميه دروغ مىگويد. آرى، چنانكه به اميرالمؤمنين عليه السلام چنين دروغها را نسبت دادهاند به برخى راويان كوفه مثل شريك و عبدالرزاق واعمش نيز چنين دروغها را نسبت دادهاند، ولى واقعيت و اخبارى كه در اعتقادات اينها وارد شده است كذب بودن اين نسبتها بر آنها را ثابت مىكند. همين شيعيان و امثالشان وقتى حديثى در امامت وافضليت اميرالمؤمنين عليه السلام روايت مىكنند وهابىها به وجود اين افراد به بهانهاى اينكه شيعه هستند واين حديث در تأييد عقيده و مذهبشان هست، حديث را تضعِيف مىكنند. حال آنكه از جانب ديگر مىگويند: اينها اعتقاد به منصوص بودن امامت اهل بيت نداشتند. پس چگونه اين روايات را نقل كردند و چرا شما وقتى پناهگاهى پيدا نكرديد، اينگونه احاديث را به بهانهى وجود اين راويان واينكه شيعه بوده و اين حديث در تأييد عقيدهاش است و ... رد مىكنيد!.
پس روايات واقوال صحابه و معتقدات آنها و همچنين محدثين متقدم كوفه اكاذيب ابن تيميه را روشن مىكند كه ابن تيميه پناهگاهش دروغ وتهمت است.
[١] . تاريخ ابن عساكر، ص ٤٢، ص ٥٣٠؛ تاريخ ابن كثير، ج ٨، ص ١٣.