ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٦٦ - ابن تيميه و تكذيب وجود خليفه اول در جيش اسامه
زمان جاهليت وكفر نزديك بودند، من ترسيدم كه مرتد شوند واختلاف كنند لذا در حالى بر اين امر داخل شدم كه از آن كراهت داشتم، و پيوسته اصحابم مرا اجبار نمودند تا اينكه آن را قبول نمودم.
اين خبر را دو نفر از طارق بن شهاب نقل كرده ورجال ابن خزيمه كه ابن حجر ذكر كرده همه ثقه ورجال صحاح سته هستند وسند طبرانى حسن است. ظاهرا اين حديث را از كتابهاى ابن خزيمه وابن راهويه حذف كردهاند.
اين اخبار در مجموع اجبارى بودن خلافت ابوبكر را ثابت مىكند ودر نتيجه، اين اخبار نيز جعلى بودن تمام اخبارى را كه براى خلافت ابوبكر وضع كردهاند مانند امامت او براى نماز و ... را با شدت بيشتر تقويت مىكند.
اميرالمؤمنين عليه السلام سزاوارترين شخص بر خلافت
اما اينكه ابن تيميه گفت: كسى نگفته كه او سزاوارتر از ابوبكر بر خلافت است و ...: بايد دقت داشته باشيم كه اولا: پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله قبل از هر كسى به اين حقيقت تصريح فرمودهاند وهمچنين اميرالمؤمنين عليه السلام مكررا چنين سخن را گفته وتأكيد فرمودهاند وابوبكر وعمر بن خطاب وعثمان بن عفان وخزيمه بن ثابت وابن زبير نيز به اين واقعيت اعتراف كرده و آن را به زبان آوردهاند كه در زير به برخى آن اشاره خواهيم كرد.
١. عن وهب إبن حمزة قال: صحبْتُ عليّاً من المدينة إلى مكّة فرأيتُ منه بعض ما أكره فقلْتُ لئِن رجعتُ إلى رسول الله صلى الله عليه وآله لأشكونكَ إليه. فلمّا لقيْتُ رسول الله صلى الله عليه وآله قلْتُ: رأيتُ من عليٍّ كذا وكذا. فقال: لا تقل هذا فهو أوْلى النّاس بكم بعدي؛ وهب مىگويد: همراه على از مدينه به مكه رفتم و از او چيزى ديدم كه از آن