ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٨٤ - ابن تيميه وحديث مؤاخات وبرادرى
٢. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمودند: «من خانه حكمت هستم وعلى دروازه آن. پس هر كه حكمت مىخواهد، بايد از دروازه آن وارد شود.
اين حديث از اميرالمؤمنين عليه السلام (با شش سند) و از ابن عباس نيز روايت شده است.[١]
طبرى وگنجى سند اين حديث را صحيح دانستهاند، ولى ابن جوزى در «الموضوعات» خود با سند صحيح ديگر آن را وارد كرده ومحمد ابن قيس را مجهول خوانده است. در حالى كه محمد ابن قيس از راويان ادب المفرد بخارى، وصحيح مسلم ودو سنن ديگر بوده وثقه است. محب طبرى در هر دو كتابش و نيز فروزآبادى گفتهاند كه ترمذى سند اين حديث را حسن (خوب) دانسته است. پس روشن مىشود كه اين سخن ترمذى را از «سنن» او حذف كردهاند.
علاوه بر اين، احاديث فراوان صحيح ديگرى روايت شده كه اميرالمؤمنين عليه السلام را وارث پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله معرفى كرده است كه آن احاديث نيز مؤيد اين حديث مىباشد.
ابن تيميه و حديث «داناترين شما در قضاوت وداورى»
ابن تيميه مىگويد: «اين حديث ثابت نشده است و سندى ندارد كه به وسيله آن بتوان آن را حجت دانست. هيچ كسى آن را در سنن مشهور و يا مسند معروف روايت نكرده است، نه با سند صحيح و نه با سند ضعيف. فقط كسانى اين حديث را روايت كردهاند كه به دروغگويى معروف هستند.»[٢]
محقق كتابش نيز مىگويد: «من اين حديث را پيدا نكردم.»
ابن تيميه در (مجموع الفتاوى، (ج ٤، ص ٤١٠) نيز مىگويد: «هر كه با استدلال به اين حديث على را داناتر از معاذ بداند جاهل است چه رسد به ابوبكر وعمر كه از معاذ داناتراند.»
جواب: حديث شريف مذكور را هم پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه وآله فرمودهاند و هم بعضى از صحابه كه ما اول به متن حديث و بعد از آن به سخنان آنها اشاره مىكنيم:
١. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمودند: «داناترين شخص در بين امتم در قضاوت على است.»
اين حديث از اميرالمؤمنين عليه السلام، ابن عباس، مقداد، ابوامامه، شداد بن اوس، انس، ابوسعيد، ابن عمر و حسن بصرى روايت شده است.[٣]
[١] . سنن ترمذى، ج ٥، ص ٦٣٧؛ ح ٣٧٢٣؛ فضائل الصحابه احمد، ج ٢، ص ٦٣٤، ح ١٠٨١؛ تهذيب الآثار طبرى، ج ٤، ص ١٠٤؛ حليةالاولياء، ج ١، ص ٦٤؛ من حديث خيثمه، ج ١، ص ٢٠٠؛ علل دارالقطنى، ج ٣، ص ١٤٧، ح ٣٨٦؛ تاريخ بغداد؛ ج ١١، ص ٢٠٣، ح ٥٢٠٨؛ مصابيح السنة بغوى، ج ١، ص ١١٠؛ نقد الصحيح علائى، ص ٨٣؛ المجروحين ابو حاتم، ج ٢، ص ٩٤، ح ٦٦؛ تاريخ ابن عساكر، ص ٤٢، ج ٣٧٨؛ الموضوعات ابن جوزى، ج ١، ص ٣٥٠ و ٣٥٣؛ ميزان الاعتدال، ج ٦، ص ٢٧٩، رقم ٨٠٠٨؛ كنز العمال، ج ١١، ص ٦٠٠، ح ٣٢٨٨٩، ج ١٣، ص ١٤٧، ح ٣٦٤٦٢.
[٢] . منهاج السنة، ج ٧، ص ٥١٢.
[٣] . فضائل القرآن قاسم بن سلام، ج ٢، ص ٢٤٧؛ اخبار قضات ابن وكيع، ج ١، ص ٨٨ با دو سند؛ معجم الصغير، ج ١، ص ٢٠١؛ الفوائد المنتقاة حربى، ج ١، ص ٩٢؛ مصابيح السنه، ج ٢، ص ٢٠٣؛ الاستيعاب ابن عبدالبر، ج ١، ص ٦؛ فتح البارى، ج ٨، ص ١٢٧ و ١٦٧، ج ١٠، ص ٤٨٧؛ تاريخ خميس، ج ١، ص ٢٣؛ تفسير قرطبى، ج ١٥ ص ١٦٢ و ١٦٤؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٤٢، ص ٣٩١؛ مناقب خوارزمى، ص ٨٨، ح ٦٦.