ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٧٨ - ابن تيميه و تكذيب وجود خليفه اول در جيش اسامه
چنانكه ملاحظه كرديد بلاذرى اين خبر را به صورت يك خبر مسلمى كه اهل سيره روايت كردهاند، در كتابش نقل كرده وهمچنين ابن حبان.
از اين اخبار دو مطلب استفاده مىشود، اولا: تمام اين اخبار كه اكثر آنها صحيح هستند ابن تيميه را تكذيب مىكند. ثانيا: در اخبار قبلى ملاحظه كرديد كه خليفه اول به اهليت نداشتن خود وبا اجبار عمر بن خطاب به روى كار آمدنش تأكيد نمود وهمچنين اميرالمؤمنين عليه السلام نيز در اخبار فوق تأكيد نمودهاند كه خلافت از آنِ آن حضرت بوده، وآن حضرت سزاوارتر از ابوبكر وعمر بن خطاب بودهاند، پس بنابر اين دو دسته از اخبار مسلم، خلافت را به ناحق گرفتهاند!!!
برخى دلائل خلافت بلا فصل اميرالمؤمنين عليه السلام
اما چند حديث در مورد نص صريح در حق اميرالمؤمنين عليه السلام:
١. ابن عباس مىگويد: پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله به على عليه السلام فرمودند:
لا ينبغي أن أذهب الا وأنت خليفتي؛[١] سزاوار نيست كه من بروم مگر اينكه تو خليفهى من هستى.
حاكم، ذهبى وهيثمى سند اين حديث را صحيح دانستهاند و البانى در اولى حسن دانسته و در دومى تصحيح حاكم وذهبى را نقل كرده ورد نكرده است.
٢. عن علي أن النبي صلى الله عليه وآله قال: خلفتك أن تكون خليفتي. قال: أتخلف عنك يا رسول الله؟ قال: أما ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من
[١] . مسند احمد، ج ١، ص ٣٣٠، ح ٣٠٦٢؛ معجم الكبير، ج ١٢، ص ٩٧؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٤، ص ٢٢٩، ح ٤٦٥٢؛ ظلال الجنه البانى، ج ٢، ص ٣٣٧ و ٣٣٨، ح ١١٨٨ و ١١٨٩؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٢٣.