ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٧٦ - ابن تيميه و تكذيب وجود خليفه اول در جيش اسامه
سزاوارترين مردم بر خلافت پس از پيامبر صلى الله عليه وآله بود، ولى ما به خاطر دو چيز از آن ترسيديم .... سند اين خبر صحيح و رجالش ثقهاند جز جوهرى كه ابن ابىالحديد او را ثقه خوانده است.
١٢. قال عثمان للعباس ... ولقد علمت أن الأمر لكم ولكن قومكم دفعوكم عنه واختزلوه دونكم فوالله ما أدري أدفعوه عنكم أم دفعوكم عنه؛ عثمان به عباس گفت: همانا دانستم كه خلافت مال شماست، ولى قومتان شما را از آن دور نمود وآن را از شما گرفتند. به خدا سوگند من نمىدانم كه خلافت را از شما دور كردند ويا شما را از خلافت. اين خبر را ابن ابىالحديد در «شرح نهج البلاغه، ج ٩، ص ٩٠» به نقل از كتاب «الموفقيات، زبير بن بكار» و او از عمويش از عيسى بن داود عن رجالش از ابن عباس روايت كرده است.
١٣. ابن عباس ... فحمد الله عثمانُ وأثْنى عليه ثم قال: أما بعد فإني قد جئْتُك (عباس) أستَعْذِرُك من ابن أخيك علي سَبَّنِي وشهَر أمْرِي، وقَطَع رَحِمِي، وطَعَن في ديني، وإني أعوذ بالله منكم يا بني عبد المطلب إن كان لكم حقٌّ تَزْعُمُونَ أنَكُم غُلِبْتُم عليه، فقد تَرَكْتُمُوه في يَدَي مَنْ فَعَل ذلك بِكُم، وأنا أقْرَبُ إليكم رَحِماً مِنْه، وما لُمْتُ منكم أحداً إلا عَلياً، ولقدْ دُعيتُ أن أبْسُطَ عليه فتركْتُه لله والرَّحِم، وأنا أخافُ ألا يَتْرُكَني فلا أتْرُكه ...؛[١] زمانى كه به عثمان مردم به خاطر كارشكنىهايش اعتراض مىكردند او به نزد عباس عموى پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله آمد وگفت: به نزد تو آمدم تا از طرف پسر برادرت على كه مرا سب نمود و كار مرا به رسوايى كشانيد، صله رحم را قطع نمود، و در دينم طعنه زد
[١] . تاريخ المدينه عمر بن شبه، ج ٣، ص ١٠٤٢.